محمد الريشهري

18

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

چگونگى روند حقايق را مىدانستند و چه سانىِ نفوذ انديشه و كلام را در مىيافتند ، چه آنان كه مىيافتند ، ولى بر نمىتافتند و از ره ستيز بر مىآمدند ، و چه آنان كه مىيافتند و بر مىتافتند و از سرِ خضوع ، بدان اذعان مىداشتند و در برابر عظمت آن ، سر فرود مىآوردند . اكنون از هر كدام از اين دو رويكرد ، به يك نمونه بنگريد : وليد بن مغيره ، سرسخت‌ترين و خيره‌سرترين دشمن پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، پس از شنيدن آياتى گفت : وَ اللّهِ لَقَد سَمِعتُ مِن مُحَمَّدٍ آنِفا كَلاما ما هُوَ مِن كَلامِ الإِنسِ و لا مِن كَلامِ الجِنِّ و أنَّ لَهُ لَحَلاوةً و أنَّ عَلَيهِ لَطَلاوَةً و أنَّ أعلاهُ لَمُثمِرٌ و أنَّ أسفَلَهُ لَمُغْدِقٌ و أنَّهُ لَيَعلو و لا يُعلى عَلَيهِ . « 1 » به خداوند سوگند ، در همين روزها سخنى را از محمّد شنيدم كه نه از جنس كلام جنيان و نه انسيان بود . آن كلام ، شيرينى و جذابيتى ويژه دارد . شاخ و برگش پربار و ريشه‌هايش جوشان است . او هماره بر فراز مىنشيند و چيزى برتر از آن نمىرود . و انيس بن جُناده ، از چيره‌زبان‌ترين شاعران روزگار جاهلى و از جمله ناقدان محافل شعر آن روزگاران ، پس از تصريح به اين كه سخن ارائه شده از پيامبر خدا را با برترين شعرها و سخن‌ها به ميزان نقد نهاده است ، مىگويد : فَما يَلتَئِمُ عَلى لِسانِ أحَدٍ بَعدى أنَّهُ شِعرٌ ، وَ اللّهِ أنَّهُ لَصادِقٌ و أنَّهُم لَكاذِبونَ . « 2 » پس از من ، بر زبان كسى نخواهد گذشت كه آن شعر است . به خداوند سوگند كه قرآن ، حقيقت دارد و آنان دروغگويند . چنين بود كه پيراسته‌دلان ، سر در گرو حق گذاشته ، بر گرد شمع وجود پيامبر خدا ، چونان پروانه گِرد آمدند و سر از پا ناشناخته ، در دفاع از او كوشيدند . آن

--> ( 1 ) مجمع البيان : ج 5 ص 387 . ( 2 ) الإصابة : ج 3 ص 339 ، الشفا بتعريف حقوق المصطفى : ج 1 ص 371 .