حكيم ابوالقاسم فردوسى

646

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى يزدگرد تاختن سعدوقاص به ايران و فرستادن يزدگرد ، رستم را به جنگ او پس از جان سپردن فرخ‌زاد ، روز ارد ماه اسفندارمذ ، يزدگرد به پادشاهى برآمد . چون شانزده سال به آرامش و آسايش سلطنت كرد عمر ، سعد وقاص را به گشودن ايران فرستاد . يزدگرد به شنيدن اين خبر از هر سو سپاه فراوان فراهم آورد . رستم هرمزد را كه بيدار دلى استوار كار و آگاه‌مند و آخر انديش بود ، بر آنان فرمانروا كرد و فرمود با دشمن بجنگد . چون در قادسيه جنگ در پيوست بسيار از سپاهيان هر دو سو كشته شدند . رستم افزون بر دليرى و جنگاورى و فرزانگى در اخترگرى و ستاره‌شمارى آگاه و بينا بود . دريافت كه در اين پيگار بر خصم پيروز نمىشود ، و بخت با ايران و شهريار ايران همراه و يار نيست . از سرِ درد نامه‌اى به برادرش فرخ‌زاد فرستاد . در آن نخست بر كردگار جهان ، برآورندهء چرخ و گيهان آفرين كرد . سپس نوشت : از گردش خورشيد و بهرام و زهره و تير و كيوان چنين دريافته‌ام كه در اين جنگ ما را ناكاميها و بديها در پيش است . آنچه روى مىدهد به ديدهء هوش و خرد آشكارا مىبينم و از شوربختى گفتن نمىتوانم . دريغ بر اين سر و تاج و تخت و اين بزرگى و بخت كه به دست قومى بيابانگرد و بىفرهنگ تباه