حكيم ابوالقاسم فردوسى

603

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

و اندرزش داد كه بدان اى پسر كاين جهان بىوفاست * پر از رنج و تيمار و درد و بلاست گر ايمن كنى مردمان را به داد * خود ايمن بخسبى و از داد شاد به پاداش نيكى بيابى بهشت * بزرگ آنك او تخم نيكى بكشت به گرد دروغ ايچ گونه مگرد * چو گردى شود بخت را روى زرد به نيكى گراى و به نيكى بكوش * به هر نيك و بد پند دانا نيوش نبايد كه گردد به گِرد تو بد * كه زان بد ترا بىگمان بد رسد خردمند را شاد و نزديك دار * جهان بر بدانديش تاريك دار ز نيكى فرومايه را دور دار * به بيدادگر مرد مگذار كار مبادت فراموش گفتار من * اگر دور مانى ز ديدار من انوشيروان يك سال پس از آن كه پادشاهى را به هرمزد سپرد درگذشت .