حكيم ابوالقاسم فردوسى

38

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى فريدون فريدون چو شد بر جهان كامگار * ندانست جز خويشتن شهريار به رسم كيان تاج و تخت مهى * بياراست با كاخ شاهنشهى به روز خجسته سر مهر ماه * به سر بر نهاد آن كيانى كلاه در زمان پادشاهى فريدون امن و آرامش سراسر كشور را فرا گرفت . مردم همه دل به كار و كوشش و شادكامى سپردند . پادشاهيش پانصد سال به طول انجاميد ، و در اين مدت دراز يك روز بر مردمان تلخ و ناهموار نگذشت . تا ديرزمان فرانك از سرنگونى ضحاك بيدادگر و پادشاهى يافتن فريدون خبر نداشت وقتى آگاه شد همى آفرين خواند بر كردگار * بر آن شادمان گردش روزگار آن گاه شكرانه را به دستگيرى بينوايان و مستمندان پرداخت تُنك مايگان را به بخشش بىنياز ساخت و خانه‌شان را آبادان كرد . سپس خانه‌اش را آراست ، بزرگان و مهان را ميهمان كرد . بعد از هفته‌اى هر چه از جواهر ، جامه‌هاى گرانبها ، و ابزار رزم چون جوشن و خود و