حكيم ابوالقاسم فردوسى
518
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)
پادشاهى نرسى نُه سال پادشاهى كرد . چون مرگش دررسيد پسرش اورمزد دوم را نزد خود خواند و به دو گفت كاى نازديده جوان * مبر دست سوى بدى تا توان مبادا كه تاج از تو گريان شود * دل انجمن از تو بريان شود بگفت اين و چادر به سر در كشيد * يكى باد سرد از جگر بركشيد