حكيم ابوالقاسم فردوسى
514
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)
پادشاهى اورمزد اورمزد پادشاهى دادگر و خردمند بود . پندهاى پدر را به كار بست و به آيين شاپور و شاه اردشير سلطنت كرد . پس از يك سال و دو ماه پادشاهى چون مرگ خويش را نزديك ديد پسرش بهرام را اندرزهاى نيكو داد و گفت : اندرز كردن اورمزد و مردن نگر تا نپيچى سر از دادخواه * نبخشى ستمگارگان را گناه زبان را مگردان به گرد دروغ * چو خواهى كه تاج از تو گيرد فروغ بنه كينه و دور باش از هوا * مبادا هوا بر تو فرمانروا ز نادان نيابى جز از بتّرى * نگر سوى بىدانشان ننگرى چنان دان كه بىشرم و بسيار گوى * ندارد به نزد كسان آبروى نگر تا نگردد به گِرد تو آز * كه آز آورد خشم و بيم و نياز خرد را مه و خشم را بنده دار * مشو تيز با مرد پرهيزگار ز دشمن مكن دوستى خواستار * و گر چند خواند ترا شهريار نگه دار تا مردم عيبجوى * نجويد به نزديك تو آبروى بهرام پس از مرگ پدر چهل روز سوكوارى كرد ، پس آن گاه بر اورنگ خسروى نشست .