حكيم ابوالقاسم فردوسى

16

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى جمشيد برآمد بر آن تخت فرخ پدر * به رسم كيان بر سرش تاج زر تخت شاهى به دو فروزان شد . مردمان و ديوان و پريان جمله به فرمانش درآمدند . او از آهن خُود و زره و جوشن و خفتان و تيغ و برگستوان ساخت ، و درست كردن جامه را از كتان و ابريشم ، و جامه شستن را به مردم ياد داد . مردمان را به چهار گروه : روحانيان ، نيساريان ، يعنى گروه جنگاوران ، كشتگران و پيشه‌وران تقسيم كرد . آميختن خاك و آب را به ديوان آموخت و آنان را وادار كرد از گل و سنگ و گچ گرمابه و كاخهاى بلند برآورند . ياقوت و بيجاده و سيم و زر را شناخت و از سنگ خاره برآورد . دگر بويهاى خوش آورد باز * كه دارند مردم به بويش نياز چو بان و چو كافور و چون مُشك ناب * چو عود و چو عنبر چو روشن گلاب پزشكى را نيز به مردمان ياد داد . چون اين كارهاى بزرگ انجام يافت بر كشتى نشست و به سركشى احوال مردمان به هر استان رفت . پنجاه سال بدين سان از پادشاهى جمشيد سپرى شد