حكيم ابوالقاسم فردوسى

98

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

كه به جنگ آن شيران بتازد ، پس بيآمد و چنان كه بايسته بود ، به آرايش سپاه پرداخت . از ميان پهلوانان نامدارش ، هر كسى را كه در جنگ پيش دستى مىكرد و نيز از جنگاوران افراسياب ، هر كه بر آن كينه‌شتاب داشت ، با سى هزار شمشيرزن شايستهء كارزار برگزيد و آن سپاهيان رزمخواه را در دل سپاه جاى داد و به هومان سپرد . آنگاه اندريمان « 1 » و او خواست را به پيش خود خواند و سوى چپ سپاه را با سى هزار تن از پهلوانان دلير به ايشان سپرد . لهّاك جنگى و فرشيدورد را نيز با سى هزار مرد دلير در سوى راست سپاه جاى داد . همه‌جا از آهن ، سياه گشت . سپس پهلوانانى چون زنگوله و كلباد و سپهرم را با ده هزار سپاهى نامور به پشت سواران دشنه‌گذار فرستاد . پس از آن ، رويين رويينه تن با ده هزار تن از سپاهيان همچون شير ختن برفت تا با آن پهلوانان دلير ، بسان شيرى در آن بيشه نخيز سازد « 2 » و ديده‌بانى به پيش رود و كوه بفرستد تا اگر سپهدار ايران بخواهد پايش را از رزمگاه پيشتر نهد ، آن ديده‌بان ، رويين را آگاه سازد و رويين سپهدار نيز همچون شيرى دلير از پشت سر او درآيد . نيز ديده‌بانى را به سرِ كوه فرستاد تا شب و روز به نگاهبانى پردازد و اگر از دور ديد كه سوارى از ايرانيان به سوى سالار توران شتافت ، آن ديده‌بان از آنجا برخروشد و همهء رزمگاه به جوش آيند . رفتن بيژن به نزد گيو و رزم خواستن و بدين سان آن دو سپاه نامدار و پرخاش خوى ، سه شبانه‌روز رو در روى هم ايستادند ، ليك يكى از ايشان هم از جاى نجنبيد . گودرز پيوسته مىگفت : اگر من از جاى خويش بجنبم و به جنگ ايشان ، پاى پيش گذارم ، سپاهيان از پشت من درآيند

--> ( 1 ) - اندريمان در اوستا به صورت vandarmaini بوده و مىبايست در فارسى به صورت وندريمان درآيد ، ليك در شاهنامه به صورت اندريمان تحريف شده است . برهان قاطع ، ماده اندريمان ، حواشى معين . ( 2 ) - نخيز ساختن به معناى كمين كردن است .