حكيم ابوالقاسم فردوسى
88
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
سپاهيان بجوشيدند و از آن سپاهيان ، كشور به جوش آمد و خروش از سراسر گيتى برآمد . پگاه ، به هنگامى كه خروش خروس برمىخيزد ، از هر سو آواى كوس برخاست و بزرگان هر كشورى در پيش درگاه شاه رده بركشيدند . كى خسرو در گنجهاى كهن را بگشود و سپاهيان را درم و دينار بسيار بداد « 1 » . همهء سپاه برگستوان و جوشن بپوشيدند و آهنين تن گشتند . چون بدين سان كار سپاهيان ساخته گشت و دل شاه از ايشان پرداخته شد ، نخست سى هزار تن سوار شمشيرزن از آن سپاهيان نامدار برگزيد و ايشان را به رستم سپرد و به دو گفت : اى پهلوان نامبردار ، با اين سپاهيان ، راه سيستان در پيش گير و كينهخواهانه به هندوستان برو . از غزنين تا راه برين برو تا تاج و تخت و نگين يا بى . كلاه و نگين را نيز به فرامرز بده و هر كسى كه او بخواهد از ميان سپاه برگزين . باشد كه سرانجام با اين كار آن پادشاهى از دست ايشان بيرون رود و پلنگ در كنار بره به آبشخور آيد . پس كوس رويين و شيپور و ناى بزن و بيش از اين در كشمير و كابل درنگ مكن زيرا كه ما از كينهء افراسياب نبايد دَمى آرام و خورد و خواب داشته باشيم . آنگاه كى خسرو الانان و غرچه « 2 » را به لهراسپ « 3 » داد و به دو گفت : اى پهلوان خسرونژاد ، سپاهى چون كوه ، از پهلوانان جنگاور و سوار برگزين و با ايشان به جنگ دشمن برو تا مگر دشمن را نابود سازى . سپس به اشكش بفرمود تا سى هزار سپاهى از شيران دمندهء نيزهگذارِ همچون
--> ( 1 ) - گفته شده كه كى خسرو در حوالى بلخ از اين سپاهيان سان ديد . نام دشت مزبور را به اختلاف ، شاه اسطوان . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 427 شاه سير . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 605 شاه اسطون . مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 75 شاه ستون . نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 157 آوردهاند . ( 2 ) - غرجستان ( غرچه ، غرجه ، غرچستان ، غرشستان ) ناحيهاى كوهستانى در بالاى مرغاب بوده كه از سوى مغرب به هرات و از مشرق به غور و از شمال به مروالرود و از سوى جنوب به غزنة محدود مىشده و اكنون اين ناحيه در افغانستان جاى دارد . برهان قاطع ، ماده غرچه ، حواشى معين شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشهء جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده غرچه . ( 3 ) - نام لهراسپ Luhrsp در اوستا به صورت اَئورْوَتْ اَسپَ Aurvat - aspa به معنى تيزاسب ، دارندهء اسب تند رو آمده است . برهان قاطع ، ماده لهراسب ، حواشى معين صفا ، حماسهسرايى ، ص 525 183 . Justi , Iranisches Namenbuch , P اين نام توسط مورخين اسلامى به صورتهاى لهراسب ، لهراسف و بهراسف معرب شده است . از جمله ر . ك . نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 159 .