حكيم ابوالقاسم فردوسى
605
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
--> نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 164 - 163 . ب - در باب مناسبات بهمن با بنى اسرائيل روايات بسيار ، اما متفاوتى وجود دارد . غالباً بر آن هستند كه مادر بهمن از بنى اسرائيل و نوادهء طالوت بوده است . ر . ك . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 225 مجمل التواريخ و القصص ، ص 30 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 685 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 54 تاريخ سيستان ، ص 34 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 484 . همچنين آوردهاند كه زن ديگر بهمن ( به غير از هماى ) دخترى از نسل رحبعم بن سليمان ( ع ) و از جمله اسيران بيت المقدس بود . طبرى ، همان ، ص 484 مجمل التواريخ و القصص ، ص 30 ابن بلخى ، همان ، ص 54 . برخى گفتهاند كه بهمن در اثر همين خويشاونديها در ابتدا يهودى شد ، ليك بعدها از آن كيش برگشت . در بارهء مناسبات بهمن با بنى اسرائيل و چگونگى رفتار بختالنصر و سپس كوروش با قوم مزبور و بازگردانده شدن اسراى بنى اسرائيل به دستور بهمن به سرزمينشان ر . ك . دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 51 طبرى ، همان ، ج 2 ، ص 485 458 - 456 تاريخ سيستان ، ص 35 - 34 بلعمى ، همان ، ج 2 ، ص 677 - 670 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 225 ابن بلخى ، همان ، ص 54 - 52 جوزجانى ، همان ، ج 1 ، ص 145 مسكويه ، همان ، ج 1 ص 80 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 628 - 627 . ج - گويند بهمن با يك ميليون سپاهى به جنگ روميه رفت و بر ايشان خراج نهاد . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 225 بلعمى ، همان ، ج 2 ، ص 687 طبرى ، همان ، ج 2 ، ص 484 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 37 ابن بلخى ، همان ، ص 52 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 164 . د - در بارهء مناسبات بهمن با هند . ر . ك . ايرانشاه ، بهمن نامه ، همه جا مجمل التواريخ و القصص ، ص 117 53 . ه - صاحب تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، بهمن را معاصر با تبّع اقرن در يمن دانسته است . ص 135 - 134 . و - يكى از وزراى بهمن كه مردى خردمند بوده ، رشتن يا رشتين نام داشته است . ابن بلخى ، همان ، ص 55 . صاحب مجمل التواريخ و القصص پهلوانان بهمن را عبارت دانسته از : اردشير پسر بيژن - بخت النصر - پيروز پسر توس - بارس پرهيزگار - آذر برزين پسر فرامرز - فرهاد و تخاره پسران زواره - بانو گشسپ و زر بانو دختران رستم - رستم گيلى كه او را تور مىخواندند . همان ، ص 92 . ميرخواند حكماى معاصر بهمن را ذيمقراطيس و بقراط حكيم دانسته است . روضة الصفا ، ج 1 ص 629 . و - گويند بهمن مردى فروتن بود و در عنوان نامههايش مىنوشت : « اردشير ، بندهء خدا و خادم خدا و مدبر امور شما » . طبرى ، همان ، ج 2 ، ص 484 بلعمى ، همان ، ج 2 ، ص 684 مسكويه ، همان ، ج 1 ، ص 87 ابن اثير ، الكامل ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 153 نويرى ، همان ، ج 10 ، ص 164 ميرخواند ، همان ، ج 1 ، ص 626 . ز - ميرخواند در بارهء رسوم دربار بهمن روايت مىكند كه : « در سالى يك نوبت به احضار رعايا فرمان داده ، از تخت فرود آمدى و نخست شكر و سپاس حضرت آفريدگار بر زبان راندى . آنگاه گفتى كه يك سال شد من بر شما حكومت و سلطنت كردم . اگر امرى از من يا از نواب و عمال من صادر شده است كه رضاى شما بدان مقرون نبوده ، اعلام كنيد تا به غور آن رَسَم . بعد از آن موبد موبدان بر پاى خاسته گفتى كه پادشاهى تو مخلد و مستدام باد كه خاص و عام از تو راضى و شاكرند و حسن سلوك و سيرت تو محمود و مشكور قاطبهء جمهور است . آنگاه شخصى ندا مىكرد كه : اى مردمان ، عمارت كنيد مزارع خود را و با يكديگر به طريق مواخات و موالات سلوك نماييد و زينهار خيانت مكنيد و در هر حال با هم رعايت دوستى نماييد و از خدا بترسيد و از طبع فاسد دور باشيد » . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 627 - 626 . نيز ميرخواند در همانجا مىنويسد كه : « آوردهاند كه گاه عاملى به ولايتى