حكيم ابوالقاسم فردوسى

568

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

از تاج پدر بود كه بر سرم رسيد و جان من براى او كليد در گنج شد . اينك اين جان را به نزديك او فرستادم تا جان تاريكش را شرمگين سازد . اسفنديار ، اين بگفت و دَم تيزى برزد و گفت : از گشتاسپ بر من ستم آمد . همانگاه جان پاك از تنش بيرون شد و تن زخميش بر آن خاك تيره افكنده مانْد « 1 » . رستم كه چنين ديد ، با سرى پر از خاك و دلى پر از درد ، بر او جامه چاك كرد و به زارى مىگفت : اى سوار نبرده كه نيايت شاه جنگى و پدرت شهريار بود . نام من در گيتى به خوبى پيچيده بود ليك از گشتاسپ بود كه سرانجامم بد شد . آنگاه چون رستم بسيار بگريست ، به اسفنديار كشته گفت : اى شاهى كه در گيتى بىيار و جفت

--> ( 1 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 218 - 215 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 668 - 667 تاريخ سيستان ، ص 34 مجمل التواريخ و القصص ، ص 52 ، جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 145 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 52 ابن اثير ، الكامل ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 147 - 146 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 622 - 606 گرديزى ، زين الاخبار ، ص 54 - 53 دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 50 . دينورى در همانجا محل وقوع جنگ ميان رستم و اسفنديار را سرزمينهاى ميان سيستان و خراسان دانسته است . در تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 134 - 132 خبر واحد و پر از اشتباهى در اين باره وجود دارد . اما بناى چندين شهر منسوب به اسفنديار است : الف : گويند اسفنديار به فاصلهء 20 فرسنگى از پشت سمرقند ، سدّى در برابر تركان بنا كرد . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 37 مجمل التواريخ و القصص ، ص 52 . ب - در رساله شهرهاى ايران آورده است : « در بلخ بامى ، شهر نوازك را اسفنديار گشتاسپان ساخت ( و ) ورجاوند آتش بهرام را آن جا نشانيد ( و ) نيزهء خويش را آن جا به زد ، ( و ) به يبغو خاقان و سنجبيگ خاقان و چول خاقان و بزرگ خان و گهرم و توزاب و ارجاسپ خيونان شاه پيغام فرستاد كه نيزه مرا بنگريد ، هر كه به بيختن اين نيزه توجه كند ، چونان است ( كه ) به ايرانشهر بتازد » . رساله شهرهاى ايران ، بند 9 - 8 در متون پهلوى ، ص 65 - 64 . ج - گرديزى بناى كهن دژ بلخ را منسوب به اسفنديار دانسته است . زين الاخبار ، ص 54 . د - در ناحيهء سكزه كه ميان كرمان و زابلستان بوده است ، آبى از ميان دو كوه بيرون مىآمد كه يك شاخهء آن تا شمالى يزد و ميبد مىرفت و از دامن تلى مىگذشت كه آن را زاج مىگويند و مىرفت تا نزديكى ناين . طايفه‌اى آن آب را رود سكزه مىگفتند و جمعى كاسه‌رود . در هنگامى كه اسفنديار چند روز در دامن زاج كوه و كنار كاسه‌رود مقام ساخته بود ، در آنجا بنيان شهرى را نهاد كه آن را اسفنديار ناميد . مؤلف صور الأقاليم مىنويسد كه در زمان او آنجا دهى مختصر بوده كه اسفنجود مىخوانده‌اند و مقدارى از آن را ريگ گرفته بود و آن را ريگ دير مىخواندند . صور الأقاليم ، ص 56 - 55 . ح - اسفنديار در هر جا كه بتخانه‌اى يافت ، آن را خراب كرد و به جاى آن آتشكده بساخت . مجمل التواريخ و القصص ، ص 52 . روايت شده كه اسفنديار به فرمان پدرش آتشگاه مينوذر اصفهان را كه از هنگام تهمورس جايگاه بتان بود ، از بتان خالى و آن را آتشگاه ساخت . مجمل التواريخ و القصص ، ص 462 - 461 . از اسفنديار سخنانى باقى مانده است . ر . ك . خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 29 .