حكيم ابوالقاسم فردوسى
541
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
بسيارى از گيتى چشيده است « 1 » . در پيش او نيز اسفنديار فرّخ است كه گردش روزگار ازو شاد شد و دل نيكمردان به دو زنده گشت و همهء بدان از بيم شمشير او بنده گشتند . رستم - آن سوار پهلوان - كه چنين شنيد از در بيرون رفت و اسفنديار از پشت سرش به او مىنگريست . چون اسفنديار برگشت ، به پشوتن گفت : براستى كه پهلوانى و مردانگى را شايسته نباشد نهفتن . من هرگز اسپ و سوارى اين گونه نديدهام و نمىدانم در كارزار چگونه است ؟ همچون ژنده پيلى سوار بر كوه گنگ « 2 » است كه اگر با جنگ افزار به جنگ آيد ، فرّ و زيب او بيشتر گردد . ليك مىترسم كه فردا نشيب را ببيند . اگر چه دلم از براى آن فرّ چهرهء او مىسوزد ، ليك از فرمان دادار دل نمىگسلم . چون فردا به آوردگاه آيد ، روز روشن را بر او سياه مىكنم . پشوتن كه چنين شنيد ، به دو گفت : اى برادر ، سخنم را بشنو . من به تو مىگويم چنين مكن . اين را پيش از اين به تو گفتهام و باز هم مىگويم و راستى را از دل خود نمىشويم . كسى را ميازار زيرا كه آزاد مرد هرگز به آزار و درد نمىپردازد . امشب را بخواب و پگاه فردا بىسپاهيان به ايوان او برو . باشد كه در ايوان او روز را فرّخ كنيم و هر آنچه پرسند ، پاسخ دهيم . در گيتى همهء كارها در ميان كهتران و مهتران از براى اوست كه نيكوست . او نيز سر از فرمان تو نمىپيچد و دلش را به پيمان تو راست مىبينم . پس تو از چه رو با او به كين و خشم مىكوشى ؟ دلت را از كينه و چشمت را از خشم پاك كن . ليك اسفنديار پاسخى داد كه ديگر بر گوشهء آن گلستان ، خار روييد « 3 » . به پشوتن
--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1308 ، بيت 3287 آمده : بديگر بشوتن گو نيكمرد * نجويد بگيتى همى گرم و سرد ليك در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 273 مصرع دوم بدين سان آمده : « چشيده ز گيتى بسى گرم و سرد » ^ CENTER كه البته صحيح مىباشد . ( 2 ) - ر . ك . ج 4 از كتاب حاضر ، ص 187 . ( 3 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1309 ، بيت 3305 آمده : يكى پاسخ آوردش اسفنديار * كه بر گوشه گلستانست خار ليك در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 273 مصرع دوم بدين گونه آمده : « كه بر گوشهء گلستان رست خار » ^ CENTER و همين مورد اخير هم صحيح مىباشد .