حكيم ابوالقاسم فردوسى
492
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
چون اسفنديار از كار ارجاسپ بپرداخت ، از ايوان او دود تا به كيوان برآورد . بفرمود تا شمالهها بيافروختند و هر سوى ايوان را بسوزانيدند . آنگاه شبستان ارجاسپ را به نوكرش سپرد و هيچ چيزى از آنجا با خود نبرد « 1 » و بر در گنج دينار مُهر نهاد . در ايوان ارجاسپ هيچكس همآورد او نبود . سپس به سوى آخور آمد و با تيغ هندى در دست بر آن اسپان بنشست . آنگاه بفرمود تا بر آن اسپان تازىاى كه بپسنديد ، زين بنهند . پس خواهرانش را بر آن اسپان بنشاند . و بدين گونه سپاه را از درگاه ارجاسپ براند . سد و شست مرد از آن سواران جنگجوى برگزيده از آنجا برفتند . تنها چند مرد از آن ايرانيان نامور با ساوهء ارجمند در آن دژ ماندند . اسفنديار به ايشان گفت : چون من از اين بارو بيرون رَوم و با اين نامداران به دشت بروم ، ديگر در دژ را سخت به روى تركان ببنديد تا شايد بخت نيك يارم باشد . پس در همان هنگام كه گمان كرديد من به آن انجمن نامدار [ كه در نزد پشوتن هستند ] رسيدهام ، بايد فرياد ديدهبان از ديدهگاه برخيزد و بگويد كه : سر و تاج گشتاسپ شاه جاويد بادا . آنگاه چون سپاهيان ِ گريزان و از رزمگاه برگشته ، در دژ انبوه شوند ، بايد كه سر شاه تركان را از فراز اين ديدهگاه به پيش آن سپاهيان بياندازيد . پس اسفنديار دلاور با سد و شست مرد ، خروشان و جوشان از آن دژ به دشت نبرد شتافت و هر كه از آن دلاوران تُرك را بيافت ، بكشت . چون اسفنديار نامدار به پيش سپاه پشوتن رسيد ، بر او آفرين بكرد . همهء سپاهيانش از آن دليرىاى كه اسفنديار جوان كرده بود ، در شگفت گشته بودند .
--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1263 ، بيت 2201 چنين آمده است : شبستان او را بخادم سپرد * و ز آن جايگه روشنايى ببرد ليك در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 204 مصرع دوم بدين گونه آمده است : « از آن جايگه رشته تايى نبرد » ^ CENTER . كه با توجه به بيت بعد صحيحتر به نظر مىرسد .