حكيم ابوالقاسم فردوسى
448
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
شنيد ، به دو گفت : اين راه هرگز بىسوار نبوده است . اكنون نيز يكى از سپاهيان ايران به سوى ما پيامى آورده است . ليك پدرم از بيم آن دليران پرخاشخر توران ، كلاهى بر سر آن فرستاده نهاده است « 1 » . چون نوشآذر اين سخنان را از اسفنديار پهلوان بشنيد ، بار ديگر دوان به آن باروى دژ بر شد . جاماسپ كه نزديك گشت ، فرزند اسفنديار شاه او را بشناخت . پس بيآمد و به پدر فرّخش گفت : بدان كه جاماسپ فرخنده برسيد . اسفنديار بفرمود تا در را بگشودند . پس جاماسپ خردمند به پيشش آمد و او را نماز برد و همهء آن پيام پدر و درودى را كه از سوى او آورده بود ، بداد . اسفنديار كه چنين شنيد ، گفت : اى كه در گيتى يادگار پهلوانانى ، اى خردمند و دلير و سرفراز ، بگوى كه از چه رو بايد در پيش يك زندانى نماز برد ؟ براستى كسى كه آهن بر دست و پاى اوست ، مردم نژاد نيست و از اهريمن است . تو درود شاهنشاه ايران را مىدهى ، ليك گويا دلت هيچ از دانش آگاه نيست . بدان اكنون كه دشت پر از خون ايرانيان گشت ، از سوى ارجاسپ به من درود آمد . مرا با بىگناهى بند كردند و گرزم بسان فرزند شاه گشت . پس اكنون به همين گونه تنم بايد در بند باشد . زيرا اين آهن گواه من در پيش يزدان است كه از گشتاسپ بر من بيداد رفت و آن اهريمن بود كه از گفتار گرزم شاد شد . پاداش آن رنجم را چنين داد و گنجى از آهن برايم بيآراست . پس مبادا كه من اين كار را فراموش كنم و روان خود را با گفتار تو بيهوش سازم . ليك جاماسپ به دو گفت : اى راستگوى ، اى شاه پهلوان افكن نيكخوى ، اگر اين چنين دلت از پدرت سير گشته و اين گونه بخت اين پادشاه از او برگشته است ، پس از براى لهراسپشاه - آن مرد پرستنده - كه تركان او را در نبرد بكشتند و نيز از براى آن هشتاد هيربد و موبد پير يزدان پرست و پاك دل و خردمندى كه با باژ « 2 » و برسم « 3 »
--> ( 1 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 177 . ( 2 ) - باژ به دعاهاى مختصرى گفته مىشود كه زرتشتيان به هنگام چيزى خوردن يا بدن شستن و يا عبادت به صورت زمزمه بر زبان مىرانند . برهان قاطع ، ماده باج و باژ و حواشى معين . ( 3 ) برسم عبارت است از شاخههاى بريدهء درخت هوم يا گز و يا انار كه با كاردى كه دستهاش آهنين باشد و آن را برسم چين خوانند ، بريده و سپس پاكيزه بشويند و آب بكشند و آن را در ظرفى پاك به نام برسم دان گذارند و به هنگام عبادت يا غذا خوردن و يا شستن بدن ، تعداد مشخصى از آن را در دست گيرند . برهان قاطع ، ماده برسم .