حكيم ابوالقاسم فردوسى

417

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

است ؟ زيرا كه از داغ او دلم پر از خون گشته است . گشتاسپ‌شاه سرگرم گفتن اين سخنان بود كه ناگهان كسى كه خون مىگريست بيآمد و به آن شاه گيتى گفت : ماه تو ، آن نگهدار تاج و سپاهت ، آن زرير سوار و گيهان پهلوان را سواران ترك به زارى بكشتند . بيدرفش - آن سر جادوان گيتى - او را بر خاك افكند و درفشش را ببرد . چون گشتاسپ از كشتن او آگه شد ، گويى مرگى بر او پديد آمد . جامه‌اش را تا ناف بردريد و بر آن تاج خسروى خاك بريخت . پس به آن جاماسپ داننده گفت : اكنون به لهراسپ‌شاه چه گويم ؟ چگونه فرستاده‌اى به سويش بفرستم ؟ به اين پدر پير چه گويم ؟ دريغ آن شاهزادهء پهلوان . دريغ كه همچون ماه تابنده‌اى به زير ابر رفت . اينك آن اسپ گلگون لهراسپ را بيآوريد و زين اسپ مرا بر آن نهيد تا بروم و كينهء او را بخواهم . زيرا كه من اين چنين از درد او خواهم كاست . پس كين او را بجويم و بر كيش و آيين او باشم . ليك [ جاماسپ ] آن دستور كارآزموده به دو گفت : تو نبايد به اين كين خواهى به روى . گشتاسپ كه چنين شنيد ، به فرمان آن دستور دانندهء راز از اسپ فرود آمد و بنشست . آنگاه به سپاهيان گفت : كدامين شير ، كينهء زرير فرّخ را باز خواهد آورد و به كين او اسپ خود را پيش آورد و اسپ و زين او را به اينجا بازگرداند ؟ من در پيش خداى گيهان ، به آيين راستان و بزرگان مىپذيرم كه هر كسى كه پاى خود را براى اين كار پيش نهد ، دخترم - هماى « 1 » - را به دو دهم . ليك هيچيك از سپاهيان پاى پيش نگذاشت و كسى از جاى خود نجنبيد .

--> ( 1 ) - نام هماى در اوستا به صورتهاى هومايا ، هومايه و هوميه ضبط شده است كه به معنى فرخنده و همايون مىباشد . در پهلوى به اين نام ، هماك گويند و شيوهء ديگر ضبط آن خُمانى است . در فروردين يشت ، فقره 139 به فروهر هماى پاك درود فرستاده شده است . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 391 ماركوارت ، و هرود و ارنگ ، ص 176 برهان قاطع ، ماده ارجاسپ . بايد توجه داشت كه اين هماى با هماى چهرآزاد كه بعدها به شاهى رسيد ، تفاوت دارد و نبايد يكى دانسته شود . اين هماى در عين اين كه دختر گشتاسپ و خواهر اسفنديار بوده است ، بعدها به همسرى اسفنديار در آمد .