حكيم ابوالقاسم فردوسى
165
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
رزم گرگين با اندريمان نهم ، گرگين بود كه به كينهخواهى با اندريمان - از سپاه توران - بيرون شد . هر دو مردانى كارآزموده بودند . پس به آن جايگاه نبرد رفتند و چندى با نيزه با يكديگر درآويختند . ليك چون نيزههايشان بشكست ، هر دو كمان در دست گرفتند و تير بباريدند و سپرهاى گرگ بر سر آوردند . پيوسته بر آن سپرهاى گرگ و رخسار و كلاهخودشان همچون تگرگ ، تير بباريد . سرانجام گرگين تيرى بر اندريمان بزد كه سرش را به آن كلاهخود رومى او بدوخت . اندريمان از آن زخم ، بر روى زمين بلرزيد . ليك گرگين نامدار ، تير ديگرى به پهلوى او بزد كه اندريمان ترك از اسپ نگونسار گشت و از درد ، خون از چشمش بيرون ريخت . گرگين به شتاب از اسپ فرود آمد و سر او را از تن جدا ساخت و آن را به فتراك اسپ خود ببست . آنگاه سوار شد و اسپ اندريمان را نيز بگرفت و با كمانى به زه كرده و به بازو افكنده ، به بالاى آن بلندى شتافت . چون گرگين بدين سان به نيروى يزدان - كه پناه او بود - و به بخت پيروز شاه ايران ، چنان پيروز از نبرد بازگشت ، درفش دل افروز خود را در آن بالا برپاى كرد . رزم برته با كهرم دهم ، برته بود كه با كهرم تيغ زن به جنگ بيرون شد . هر دو جنگاور و سرِ انجمن بودند . پس از پِى آن كين شاه به آوردگاه تاختند و با يكديگر هر گونه جنگ آزمودند . سرانجام تيغ هندى در دست گرفتند . كهرم پيوسته روى از برته مىپيچيد . ليك برته تيغى بر كلاهخود او بزد كه او را تا سينه به دو نيم ساخت و با ديدن آن ، دل برته از