حكيم ابوالقاسم فردوسى
97
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
كاخت به بيرون بَرَد . ضحاك كه اين سخنان را بشنيد ، او را پرسيد : او از چه روى مرا بند خواهد كرد و كينهاش با من از سر چيست ؟ پس موبد به ضحاك گفت : تو اگر خردمند باشى دانى كه كسى بيهده بد نكند . او نيز چنين باشد ، چون پدرش بدست تو كشته گردد ، دلش پر از كينه تو شود و آن زمان كه گاوى بنام پر مايه - كه او را چون دايهاى باشد - نيز به دست تو كشته گردد ، بدين كينه ، گرز گاوسار را خواهد كشيد . با شنيدن اين سخنان ، ضحاك از هوش برفت و از تخت به زير افتاد . چون به هوش آمد ، باز بر تخت نشست ، ليك ديگر او را آرامش و خواب و خوردى نبود و روز روشن بر او تيره گشته بود . پس تمامى توان خود را از براى يافتن فريدون در گيتى به كار گرفت . « 1 » اندر زادن فريدون روزگارى دراز بگذشت تا اين كه فريدون « 2 » خجسته و دانا از مادر زاده گشت . آن فرّه ايزدى كه زمانى با جمشيد بود ، آنك با فريدون همراه گشته « 3 » و سپهر گردان نيز با او به مهر آمده بود . از سويى ديگر آن گاو كه نامش پر مايه « 4 » بود - زاده شده ، ليك آنسان كه هرگز كسى چون آن به گيتى نديده بود چون طاووس نر ، هر مويش به رنگى . تمامى ستاره شناسان و موبدان و خردمندان گرد او آمدند ، چه هرگز كسى در
--> ( 1 ) - ثعالبى روايت مىكند كه چون آن خوابگزار خواب را براى ضحاك تعبير كرد ، ضحاك فرمان داد كه زبان او را از پشت سر بدر آورند . تاريخ غررالسير ، ص 54 - 53 . ( 2 ) - فريدون ، افريدون ، آفريدون ، نام او در اوستا به صورت ثْرَئتئون َ raetaona آورده شده است . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 191 صفا ، حماسهسرايى ، ص 462 331 Justi , Iranisches , Namenbuch , P ( 3 ) - و اين گفتار حكيم فردوسى دقيقاً برابر مفاد زامياديشت ، فقره 37 - 36 است كه در آن آمده است : « دومين بار وقتى كه فرّ از جمشيد به صورت مرغى جدا شد ، فريدون از خاندان تواناى آثويَه آن را دريافت بطورى كه او در ميان پيروزمندان ، پيروزمندترين شد . » پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 195 . ( 4 ) - گاو پورمايه ، پر مايه ، برمايون ، برمايه ، بزمايه ، ر . ك . 256 Justi , Iranisches , Namenbuch , P ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 54 برهان قاطع ، ماده برمايون ، برمايه .