حكيم ابوالقاسم فردوسى
77
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
فروردين بود كه بزرگان ، به شادى آن ، جشنى بيآراستند و آن روز و آن جشن كه تا كنون بمانده ، يادگار آن خسروان است . بدين سان سيسد سال بگذشت ، در حالى كه مرگ از ميان ايشان برخاسته بود و هيچ رنج و دردى ، مردم را نبود « 1 » .
--> ( 1 ) - در سنت پارسيان و نيز در روايات تاريخى ذكر شده كه در پادشاهى جمشيد ، يك دورهء بىمرگى وجود داشته است . در اين دوره هيچكس نمرد و پير يا بيمار نشد و هيچگونه بلايى چون قحطى و سيل و زلزله و آذرخش و نظاير آن به مردم نرسيد و هيچ گياهى نخشكيد . و اين در اثر دعاى جمشيد بود كه از پروردگار ، آن را بخواست . در يسنا ، هات 9 ، بندهاى 5 - 3 در اين باره آمده است : « . . . [ جمشيد ] كه در هنگام شهريارى خويش ، جانور و مردم را نمردنى ، آب و گياه را نخشكيدنى ، خورش را نكاستنى ساخت . در هنگام شهريارى جم دلير نه سرما بود و نه گرما ، نه پيرى بود و نه مرگ و نه رشك ديو آفريده . در آن روزگارانى كه جم پسر ويونگهان شهريارى داشت ، پدر و پسر هر دو چون جوانان پانزده ساله مىنمودند . » پورداود ، يادداشتهاى گاتها ، ص 427 . در رام يشت ، كرده 4 بند 17 - 15 آمده است كه جمشيد فرشته موكل اندرواى را ستود و دعا كرد كه : « . . . من در سلطنت خود چارپايان و انسان را فنا ناپذير كنم ، آبها و گياهها را خشك نشدنى سازم و اغذيهء زيان ناپذير خورند . اندرواى زبردست ، اين كاميابى را به او داد تا اين كه جمشيد كامروا گرديد . . . » پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 148 . اما مدت اين دورهء بىمرگى متفاوت ذكر شده است . چنان كه ملاحظه شد ، حكيم فردوسى آن را 300 سال دانسته است . طبرى نيز همين مدت را ذكر كرده است ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 119 - 118 . در نسخهاى از متن پهلوى مينوى خرد نيز 300 سال و در نسخه ديگر 600 سال و در تحرير پازند 600 سال و 6 ماه و 16 روز ذكر شده است . در درواسپ يشت نيز جمشيد از ايزد درواسپ درخواست مىكند كه به اين سعادت برسد كه گرسنگى و تشنگى و پيرى و باد گرم و سرد را به مدت 1000 سال دور دارد و درواسپ آرزوى او را برمىآورد . ر . ك . مينوى خرد ، ص 43 ، پرسش 26 بند 28 - 24 و ص 122 - 121 تعليقات تفضلى . در خرده اوستا اين مدت 616 سال و 6 ماه و 13 روز آمده است . ص 176 . ثعالبى اين مدت را 330 سال دانسته است . تاريخ غررالسير ، ص 45 . گرديزى و ابن بلخى همچون حكيم فردوسى ، آن را 300 سال ذكر كردهاند . زين الأخبار ، ص 33 - 32 فارسنامه ، ص 33 . اما در باب بىمرگى جهان در زمان جمشيد و آغاز آن روايتى وجود دارد كه آن به روز ششم فروردين يعنى در روز نوروز بزرگ آغاز شد بيرونى روايت مىكند كه : « و در اين روز [ ششم فروردين ] بود كه جمشيد به اشخاصى كه حاضر بودند امر نمود و به آنان كه غايب بودند نوشت كه گورستانهاى كهنه را خراب كنند و گورستان تازهاى نسازند . و اين كار در ايرانيان باقى ماند و خداوند آن را پسنديد و پاداشى كه ايزد تعالى ، جمشيد را براى اين كار داد اين بود كه رعاياى او را از پيرى و بيمارى و حسد و فناء و غم و مصائب ديگر حفظ نمود و هيچ جانورى در مدت پادشاهى جم نمرد . » آثار الباقيه ، ص 245 . نيز ر . ك . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 119 - 118 . همچنين در رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 9 آمده است كه : « در ماه فروردين روز خرداد [ 6 فروردين ] جم جهان را بىمرگ كرد ، پيرى ناپذير كرد . » متون پهلوى ، ص 141 . در سنت پارسيان رواياتى وجود دارد مبنى بر اين كه پس از بىمرگى مردمان و افزونى شمار ايشان ، جمشيد به دستور خداوند 3 بار زمين را فراخ كرد . براى اين كار ، نمىتوان هيچگونه توضيح روشن كنندهاى داد . براى آگاهيهاى بيشتر ر . ك . ونديداد ، فرگرد 2 بند 20 - 4 در مقدم ، داستان جم ، ص 93 - 91 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 121 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 245 .