حكيم ابوالقاسم فردوسى

63

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

تهمورس پادشاهى تهمورس « 1 » ديو بند سى « 2 » سال بود « 3 »

--> ( 1 ) - تهمورس . اين نام در اوستا به صورت تَخْم َ اوروپَ Taxmaroa آمده است . جزء تَخم صفتى است به معناى قوى و زورمند و شكل اسمى آن تَخْم ُ Taxmo به معنى نيرو است . اين كلمه در زبان پهلوى تهم شده است و همان است كه در اسامى تهمتن و تهمينه وجود دارد . معنى جزء دوم يعنى اوروپ يا اوروپى rpi بطور دقيق معلوم نيست . احتمال داده شده كه اين همان كلمه اوروپى به معناى روباه يا نوعى از سگ باشد . به همين جهت برخى آن را به روباه تيز رو و قوى معنى كرده‌اند . ر . ك . پورداود يشتها ، ج 2 ، ص 139 صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 419 - 418 320 . Justi Iranisches Namenbuch P ( 2 ) - غالباً براى تهمورس دو لقب عمده ذكر شده است : يكى همين لقب ديوبند است كه برگرفته از جنگ او با ديوان و غلبه او بر ايشان است . ر . ك . مجمل التواريخ و القصص ، ص 417 و 24 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 79 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 10 خيام ، نوروزنامه ، ص 13 . اما لقب ديگر ، زيناوند است و همان است كه در اوستا به صورت ازين َونْتْ Azinavant يا زَاِننگهونت Zaenanghvant ذكر شده است . اين لقب به معناى مسلح و تمام سلاح آمده است . ر . ك . صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 419 پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 140 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 99 ابن بلخى ، همان ، ص 28 . نكته جالب اين كه برخى از مورخان اين لقب را به صورت اشتباه زيباوند ذكر كرده‌اند اما معناى صحيح آن يعنى همان تمام سلاح را براى آن آورده‌اند ! ر . ك . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 30 مجمل التواريخ و القصص ، ص 24 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 136 . خوارزمى لقبى ديگر نيز براى وى ذكر كرده است و آن نجيب مىباشد . همان ، همان صفحه . ( 3 ) در باب مدت شاهى تهمورس چند روايت موجود است كه تفاوت آشكارى با يكديگر دارند . اجماع مورخان بر اين است كه وى همچنانكه حكيم فردوسى مىفرمايد مدت 30 سال شاهى كرد . ر . ك . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 218 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 193 مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 82 مجمل التواريخ و القصص ، ج 1 ، ص 39 خيام ، نوروزنامه ، ص 13 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 80 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 29 و 10 خواندمير ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 515 بندهش ، ص 155 . بلعمى و طبرى اين مدت را 40 سال دانسته‌اند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 115 - 114 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 129 . نويرى در كنار روايتى كه حاكى از 30 سال شاهى وى مىباشد روايت ديگرى مبنى بر 80 سال آورده است . نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 148 . ابن قتيبه اين مدت را 1000 سال دانسته است . المعارف ، ص 652 و ثعالبى نيز در كنار روايتى كه 30 سال را ذكر مىكند ، روايتى مبتنى بر 1000 سال شاهى او آورده است . تاريخ غررالسير ، ص 43 . مقدسى و جوزجانى نيز اگر چه روايت 301 سال را آورده‌اند ، ليك روايتى حاكى از 1030 سال شاهى تهمورس ذكر كرده‌اند . ر . ك . آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 135 .