حكيم ابوالقاسم فردوسى
41
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
دادند . تا اين كه جوانى گشاده زبان و روشن روان بيامد و گفت : من اين نامه را خواهم سرود . پس چه بسيار كسان از آن انديشه ، دلشاد گشتند . ليك آن جوان را ، خوى بد بود و بدان خوى ، پيوسته با اين و آن در ستيز بود و يك روز نيز دلش به گيتى شاد نبود . كه ناگهان از براى همان خوى بد ، بخت از او برگشت و جان شيرين بداد و بر دست كسى كشته شد . او برفت و آن نامه ، ناگفته بمانْد . خداوندا گناه او را ببخشاى و در رستخيز ، او را جاهى بيفزاى . گفتار در بنياد نهادن اين نامه و بدين سان چون دل روشن من از او برگشت ، پس به سوى تخت شاه گيتى روى كرد . با خود انديشه كردم كه خود ، بدين نامه دست پيش آورم و سخنهاى آن كُراسه « 1 » را به گفتار خود درآورم . پس از هر كسى در اين باره بپرسيدم . ليك از گردش روزگار بترسيدم ، كه مرا نيز در اين سراى ، درنگ بسيار نباشد و اين كار ، پايان نيابد و به ديگرى سپرده شود و ديگر ، انديشه كردم كه نه مرا گنجى بسيار است كه تا به فرجام كار ، ياريگر من باشد و نه اين رنج مرا كسى خريدار باشد . چه در آن روزگار ، زمانه سراسر ، پر از جنگ بود و كار گيتى بر پژوهشگران ، تنگ بود . « 2 » و از اين رو چندى درنگ كردم و اين سخن را نهفته همى داشتم ، چه ، كس را نيافتم كه سزاوار اين باشد و در اين گفتار ، مرا يار گردد . ليك چه چيزى در گيهان ، بهتر از سخن نيكو
--> ( 1 ) - كُراسه به پارسى به معناى دفتر است . ( 2 ) - عصر مزبور ، عصر تنشهاى پى در پى سياسى در ايران بود . درگيريهاى بىپايان حكومتهاى متقارن سامانيان و بوئيان و زياريان و باونديان ، طبعاً در اوضاع فرهنگى ايران آثار منفى بسيار ببار آورده بود . فشارهايى نيز كه بعدها حاكميت غزنوى به هوادارى از خلفا نسبت به شيعيان وارد مىآورد ، مجال پژوهش باقى نمىگذارد ، خاصه كه اين پژوهش با گرايشات شيعى و نيز با تكيه بر تاريخ ديرين و با عظمت ايران باستان باشد . رونق دربارى علوم ، در نظر پژوهشگران واقعى ، كم رنگ تر از آن بود كه اميدوار كننده باشد . و در آن عصر ، بيشتر مديحهگويان و قصيده سرايان مورد توجه شاهان و امرا قرار مىگرفتند .