حكيم ابوالقاسم فردوسى
37
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
بندهء خاندان پيامبر و ستايندهء خاك پاى آن اندرز شدهام . « 1 » و مرا با ديگران كار نيست و جز اين ، مرا راهِ گفتار نباشد . « 2 » ليك تو اى انسان بدان كه پروردگار دانا ، اين گيتى را چون دريايى نهاد كه تند بادها ، بر آن آبخيزها « 3 » بر انگيختهاند . در آن دريا هفتاد كشتى ساختهاند . و همگى بادبانها برافراشته . و در آن ميان كشتى بزرگى باشد همچون پيوگى « 4 » كه به مانند چشم خروس ، آراسته گشته است و در آن محمد [ ص با على [ ع ] و خاندان پيامبر و آن اندرز شده جاى دارند . « 5 » انسان خردمند كه آن درياى بيكرانه را از دور بديد ، بدانست كه زود باشد كه آن دريا ، آبخيز گردد و ديگر كسى را از آن رهايى نَبُود و همگان در آب فرو شوند . پس در دل گفت اگر من در راه پيامبر و آن اندرز شده به زير آب شوم ، ايشان مرا دو يار سختْپيمان باشند و خداوندِ تاج و تخت ، خداوند جوى مى و انگبين و خداوند چشمهء شير و آب روان ، دستگيرم باشد . پس تو نيز اى انسان اگر اميد آن دارى كه به سراى ديگر ، رستگار گردى ، پس به نزد پيامبر و آن اندرز شده جاى گير . پس اگر چنين كردى و تو را بد
--> ( 1 ) - اندرز شده به پارسى همان وصى را گويند و در اينجا هر كجا كه واژهء اندرز شده آمده ، مراد بطور خاص حضرت على ( ع ) است . ( 2 ) - حكيم فردوسى به ظن ّ قريب به يقين شيعه بوده است ، ليكن به دليل فشارى كه سلطان محمود نسبت به شيعيان وارد مىآورد و شديداً به سركوبى ايشان مىپرداخت ، وى ياراى ابراز عقيدهء بيش از اين را نداشت . آنچه را هم كه در باب ابو بكر و عمر و عثمان آورده ، برخى از سر تقيّه و يا ابياتى الحاقى دانستهاند . برخى نيز بر آن هستند كه حكيم فردوسى با حكام شيعى مذهب طبرستان مراوداتى داشت و همين امر ، يكى از دلايلى شد كه سرانجام ميان سلطان محمود و او مخالفت پديدار شد . براى آگاهى از نظرات اين گروه ر . ك . مقدمهء جديد ، شاهنامه بايسنقرى ، ص 16 - 15 . ( 3 ) - آبخيز به پارسى به معناى موج و موّاج است . ( 4 ) ] - پيوگ Payug يا بيوگ Bayug به پارسى به معناى عروس است . ( 5 ) - اشاره به حديثى از پيامبر ( ص ) كه فرمود : « بر امت من همان رود كه بر بنى اسرائيل رفت و بدان سان كه ايشان به هفتاد و دو گروه گرديدند ، امت من نيز به يك گروه بيشتر ، به هفتاد و سه گروه شوند و همه آنان در دوزخ باشند ، مگر يك دسته كه رستگار گردند . » و چون از حضرت محمد ( ص ) پرسيدند كه : اى پيغمبر خداى ، آن دسته كه هستند ، فرمود : « آن دسته كه من و يارانم بر آنيم » . ر . ك . هفتاد و سه ملت ، تصحيح : مشكور ، ص 6 - 5 .