حكيم ابوالقاسم فردوسى

22

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

بشر پوينده را مى سرايد كه با سرشت قهار دست و پنجه نرم مىكند ، رنح مى كشد و مى كوشد تا معنا وحيثيتى در زندگى خاكى خود بگذارد " . شاهنامه از يك سو تعارض و از سوى ديگر تعادل بين جسم و روح را مى سرايد ؛ تعارض به اين معنا كه بشر پاى بند وضع محدود خاكى خويش است ، به جسم آسيب پذير واسير خويش وابسته است ، فرسوده ودرمانده مىشود ، عليل مى گردد و مى ميرد ، اما از سوى ديگر روح آرزوپرور وپهناور و اوج گيرنده دارد ، طالب كمال و رهايى است . در اين كشمكش بين جسم و روح ، بشر فرزانه مقهور نمى شود بلكه مى كوشد تا تعادلى بيابد . آيين زندگى درست اين است . انسان در عين آنكه با وضع زمينى خود سازگار ودمساز مى ماند ، حسرت زندگى بهتر و پاكيزه تر را در دل نمى ميراند . اين است سرمشقى كه پهلوانان برجستهء شاهنامه به ما مى دهند . بزرگى آن ها در آن است كه زندگى را دوست مى دارند بى آنكه از مرگ بترستند . از عمر بهره مى گيرند ، بى آنكه بى اعتبارى جهان را از ياد ببرند . . . احساس من اين است كه ما امروز خيلى كمتر به معناى واقعى ، زندگى مى كنيم ، تا اين مردان و زنان نيمه افسانه اى چند هزار سال بيش كه در شاهنامه وصفشان آمده ؛ از اين رو هنوز محتاج آنيم كه درسى از آن ها بياموزيم " 1 از زمانى كه شاهنامه به عنوان يكى از شكوهمندترين يادرگارهاى نبوغ حكيمانه ى بشر ، شناخته شد ، بسيارى ها ضمن خواندن اشعار نغز ولطيف و خوش طنين فردوسى ولذت بردن از دقايق و ظرايف آن ، علاقمند بودند كه اين اثر بزرگ را يكسره به نثرى سالم و سليس مطالعه كنند و از تمامت آن

--> 1 . دكتر محمدعلى اسلامى ندوش - زندگى و مرگ پهلوانان در شاهنامه - ص 4 و 5