حكيم ابوالقاسم فردوسى

127

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

اين كه او را فرمانبردار باشم . ولى اين را بدان كه آن زمان ، سه فرزند من از من جدا خواهند شد و در پيوند سه پسر فريدون در خواهند آمد كه فريدون ، سه پسرش را به اينجا نزد من فرستد ، ليكن من هر زمان كه فريدون ، به ديدار ايشان نيازش ، افتد ، ايشان را به نزدش خواهم فرستادن . جندل پس از اين كه پاسخ شاه يمن را بشنيد ، تخت او را بوسيد و او را درود گفته ، رو سوى فريدون نهاد . چون به نزد فريدون رسيد ، آنچه را كه رفته بود ، بازگفت . پس فريدون ، سه فرزند خود را نزد خويش خواند و به ايشان گفت : اين شهريار يمن را تنها سه دختر است و او را پسرى نيآمده است ، از اين رو اين دختران در نزدش سخت ارجمندند . من اين دختران را از براى شما ، از پدرشان خواستگارى كردم و هر آنچه بايسته بود ، بگفتم . اكنون شمايان بايد كه نزد او شويد و در برابر او بسيار هوشمندى و چرب زبانى به كار بريد و هر چه را كه از شما پرسد ، به درستى پاسخ گوييد و بدانيد كه اگر به هر آنچه كه شما را گويم ، گوش سپاريد ، به كام خويش برسيد . ليكن بدانيد كه اين شاه يمن ، هم بسيار ژرف بين و هم با گنج و سپاه و دانش بسيار است و نبايد كه شما را در برابر خود ، زبون بيابد . پس آگاه باشيد كه وى در روز نخست بزمى بسازد و شما را پيش خوانَد و آن سه دخترش را كه هر يك چون باغ بهارى ، پر از بوى خوش و رنگ و نگارند ، بخوانَد ، پس دختر كوچكتر پيشاپيش آنها ، دختر ميانين از پس دختر كوچكتر و دختر بزرگتر نيز از پس ميانين خواهند آمد . دختر كوچكتر را كنار بزرگترين ِ شما ، دختر بزرگتر را كنار كوچكترين ِ شما و دختر ميانه را نزد برادر ميانهء شما جاى دهد . آنگاه شاه يمن از شما بپرسد كه بگوييد از آن سه دختر ، كدام بزرگتر ، كدام ميانه و كدام كوچكتر است . پس شما را بايد كه به او گوييد آنكه بالاتر نشسته است ، دختر بزرگتر است ، آنكه در ميان جاى دارد ، دختر ميانه است و آنكه در كنار او جاى دارد ، دختر كوچكتر است . پس آن سه پسر ، اين سخنان را به ياد سپرده و پر از دانش و افسون از نزد پدر ، به سوى شاه يمن روى نهادند .