حكيم ابوالقاسم فردوسى
107
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
را به فروغ اميد روشن مىساخت « 1 » زمانى بگذشت . چون فريدون پايههاى شاهى ضحاك را لرزان بديد ، كمر بسته و كلاه كيانى بر سر نهاده ، بر نزد مادر آمد و به دو گفت : اينك من به سوى كارزار مىروم و بر توست كه جز نيايش به درگاه پروردگار نكنى و همواره به دو پناه برى . مادر بگريست و به درگاه خداوند ناليد كه : اى دارندهء گيهان ، او را به تو سپردم ، باشد كه بيم بَدان را از جانش بگردانى و گيتى را از نابخردان تهى سازى . فريدون سخن ِ رفتن خويش را از مردم پنهان ساخت . او را دو برادر بود به نامهاى كيانوش و پر مايه « 2 » - هر دو ازو به سال ، بزرگتر . ايشان را از راز خود آگاه ساخته ، گفت : اى دليران ، زندگانيتان شاد و خرّم باد . بدانيد كه گردون جز بر نيكى نمىگردد و تاج شاهى به ما باز خواهد گشت ، « 3 » اينك آهنگرانى فرا آريد تا گرزى گران برايمان بسازند . پس آنان به شتاب به بازار آهنگران رفته و آهنگران ورزيدهاى برايش بياوردند . فريدون
--> ( 1 ) - چنان كه ملاحظه مىشود حكيم فردوسى بر آن است كه اين درفش از چرمى بوده كه كاوه آهنگر به عنوان پيش بند بر خود مىبسته است . نيز روايت شده كه اين درفش از پوست خرس ، شير يا بزغاله بوده است . ر . ك . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 111 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 123 . اين درفش در روزگار فريدون و شاهان پس از او مايه پيروزى بر دشمنان محسوب مىشد و در لشگركشىها به آن فال نيك مىزدند . از بس گوهرهاى بسيارى كه در طى زمانهاى مختلف ، شاهان بر آن درفش افزوده بودند ، ديگر خود درفش پيدا نبود . اين درفش تا هنگام واژگونى شاهنشاهى ساسانى بر جا بود . در جنگ قادسيه به دست مردى نخعى افتاد و او آن را به سعد وقاص داد . سعد نيز آن را با ديگر گنجينههاى يزدگرد به عمر خطاب داد و عمر فرمان داد تا آن را پاره پاره كردند و ميان مسلمانان بخش كردند . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 58 . بلعمى مىنويسد كه عمر دستور داد تا گوهرهاى آن را برداشتند و آن پوست را بسوختند . تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 148 . نيز ر . ك . برهان قاطع ، ماده اختر كاوان ، درفش كاوان ، درفش كاويان و حواشى معين . برخى معتقدند اين درفش همان است كه در يسنا 10 ، هوم يشت ، فقره 14 تحت عنوان گاو درفش يا گااوش درفش Gu drafa آمده است . ر . ك . پورداود ، يسنا ، ج 1 ، ص 175 و حواشى پورداود . ( 2 ) - كيانوش Kiyn . اين نام در اصل كتايون katyn بوده است و گرچه بهار در واژهنامه بندهش آن را خواهر فريدون دانسته ، ليكن نام برادر او بوده است . و نام پر مايه نيز كه توسط حكيم فردوسى ، همنام با گاو پر مايه ، به عنوان برادر فريدون ذكر شده در اصل برَمايون Bramyn بوده است كه مىتواند به صورت بَرمايه هم خوانده شود . ر . ك . ماركوارت ، و هرود و ارنگ ، ص 147 بندهش ، ص 150 پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 268 331 Justi , Iranisches , Namenbuch , P ( 3 ) - پيشتر گفته آمد كه فريدون از نسل جمشيد يا تهمورس و بنا بر اين از خاندان شاهى بوده است .