حكيم ابوالقاسم فردوسى
87
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
يكايك همه پيش سام آوريد * سر پهلوان خيره شد كان بديد پر انديشه بنشست برسان مست * بكش كرده دست و سر افگنده پست كه جائى كجا مايه چندين بود * فرستادن زن چه آيين بود گر اين خواسته زو پذيرم همه * ز من گردد آزرده شاه رمه و گر باز گردانم از پيش زال * بر آرد بكردار سيمرغ بال [ بر آورد سر گفت كين خواسته * غلامان و پيلان آراسته ] بريد اين بگنجور دستان دهيد * بنام مه كابلستان دهيد پرى روى سيندخت بر پيش سام * زبان كرد گويا و دل شادكام [ چو آن هديهها را پذيرفته ديد * رسيده بهى و بدى رفته ديد ] سه بت روى با او بيك جا بدند * سمن پيكر و سرو بالا بدند گرفته يكى جام هر يك بدست * بفرمود كامد بجاى نشست بپيش سپهبد فرو ريختند * همه يك بديگر بر آميختند چو با پهلوان كار بر ساختند * ز بيگانه خانه بپرداختند چنين گفت سيندخت با پهلوان * كه با راى تو پير گردد جوان بزرگان ز تو دانش آموختند * به تو تيرگيها بر افروختند به مهر تو شد بسته دست بدى * بگرزت گشاده ره ايزدى گنهكار گر بود مهراب بود * ز خون دلش ديده سيراب بود سر بىگناهان كابل چه كرد * كجا اندر آورد بايد بگرد همه شهر زنده براى تواند * پرستنده و خاك پاى تواند از آن ترس كو هوش و زور آفريد * درخشنده ناهيد و هور آفريد نيايد چنين كارش از تو پسند * ميان را به خون ريختن در مبند به دو سام يل گفت با من بگوى * از ان كت بپرسم بهانه مجوى تو مهراب را كهترى گر همال * مر آن دخت او را كجا ديد زال به روى و به موى و بخوى و خرد * به من گوى تا با كى اندر خورد ز بالا و ديدار و فرهنگ اوى * بران سان كه ديدى يكايك بگوى به دو گفت سيندخت كاى پهلوان * سر پهلوانان و پشت گوان يكى سخت پيمانت خواهم نخست * كه لرزان شود زو بر و بوم و رست كه از تو نيايد بجانم گزند * نه آن كس كه بر من بود ارجمند مرا كاخ و ايوان آباد هست * همان گنج و خويشان و بنياد هست چو ايمن شوم هر چه گوئى بگوى * بگويم بجويم بدين آب روى نهفته همه گنج كابلستان * بكوشم رسانم بزابلستان [ جزين نيز هر چيز كاندر خورد * بيايد ز من مهتر پر خرد ] گرفت آن زمان سام دستش بدست * و را نيك بنواخت و پيمان ببست چو بشنيد سيندخت سوگند او * همان راست گفتار و پيوند او زمين را ببوسيد و بر پاى خاست * بگفت آنچه اندر نهان بود راست كه من خويش ضحاكم اى پهلوان * زن گرد مهراب روشن روان همان مام رودابهء ماه روى * كه دستان همى جان فشاند به روى