حكيم ابوالقاسم فردوسى
869
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
حصارى شدش پر ز گنج و سپاه * نديدى بران باره بر باد راه [ رزم اردشير با هفتواد و شكست يافتن اردشير ] چو آگه شد از هفتواد اردشير * نبود آن سخنها و را دلپذير سپهبد فرستاد نزديك اوى * سپاهى بلند اختر و رزمجوى چو آگاه شد زان سخن هفتواد * از يشان بدل در نيامدش ياد كمينگاه كرد اندر ان كنج كوه * بيامد سوى رزم خود با گروه چو لشكر سراسر بر آشوفتند * بگرز و تبرزين همى كوفتند سپاه اندر آمد ز جاى كمين * سيه شد بران نامداران زمين كسى باز نشناخت از پاى دست * تو گفتى زمين دست ايشان ببست ز كشته چنان شد در و دشت و كوه * كه پيروزگر شد ز كشتن ستوه هرانكس كه بد زنده زان رزمگاه * سبك باز رفتند نزديك شاه چو آگاه شد نامدار اردشير * ازان كشتن و غارت و دار و گير غمى گشت و لشكر همى باز خواند * به زودى سليح و درم برفشاند بتندى بيامد سوى هفتواد * بگردون برآمد سر بدنژاد بياورد گنج و سليح از حصار * برو خوار شد لشكر و كارزار جدا بود ازو دور مهتر پسر * چو آگاه شد او ز رزم پدر بر آمد ز آرام و ز خورد و خواب * بكشتى بيامد برين روى آب جهانجوى را نام شاهوى بود * يكى مرد بدساز و بدگوى بود ز كشتى بيامد بر هفتواد * دل هفتواد از پسر گشت شاد بياراست بر ميمنه جاى خويش * سپهبد بد و لشكر آراى خويش دو لشكر بشد هر دو آراسته * پر از كينه سر گنج پر خواسته بديشان نگه كرد شاه اردشير * دل مرد برنا شد از رنج پير سپه بركشيد از دو رويه دو صف * ز خورشيد و شمشير برخاست تف چو آواز كوس آمد از پشت پيل * همى مرد بيهوش گشت از دو ميل بر آمد خروشيدن گاو دم * جهان پر شد از بانگ رويينه خم زمين جنب جنبان شد از ميخ نعل * هوا از درفش سران گشت لعل از آواز گوپال و ز ترگ و خود * همى داد گردون زمين را درود تگ بادپايان زمين را كنان * در و دشت شد پر سر بىتنان بران گونه شد لشكر هفتواد * كه گفتى بجنبيد دريا ز باد بيابان چنان شد ز هر دو سپاه * كه بر مور و بر پشّه شد تنگ راه برين گونه تا روز برگشت زرد * بر آورد شب چادر لاژورد ز هر سو سپه باز خواند اردشير * پس پشت او بد يكى آبگير چو درياى زنگارگون شد سياه * طلايه بيامد ز هر دو سپاه خورش تنگ بد لشكر شاه را * كه بد خواه او بسته بد راه را [ تاراج دادن مهرك نوشزاد خانهء اردشير را ] بجهرم يكى مرد بد بدنژاد * كجا نام او مهرك نوش زاد چو آگه شد از رفتن اردشير * و زان ماندن او بران آبگير