حكيم ابوالقاسم فردوسى
764
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
تهمتن به سختى كمان بر گرفت * بدان خستگى تيرش اندر گرفت برادر ز تيرش بترسيد سخت * بيامد سپر كرد تن را درخت درختى بديد از برابر چنار * بروبر گذشته بسى روزگار ميانش تهى بار و برگش بجاى * نهان شد پسش مرد ناپاك راى چو رستم چنان ديد بفراخت دست * چنان خسته از تير بگشاد شست درخت و برادر بهم بر بدوخت * بهنگام رفتن دلش برفروخت شغاد از پس زخم او آه كرد * تهمتن برو درد كوتاه كرد به دو گفت رستم ز يزدان سپاس * كه بودم همه ساله يزدان شناس ازان پس كه جانم رسيده بلب * برين كين ما بر نبگذشت شب مرا زور دادى كه از مرگ پيش * ازين بىوفا خواستم كين خويش بگفت اين و جانش برآمد ز تن * برو زار و گريان شدند انجمن زواره بچاهى دگر در بمرد * سوارى نماند از بزرگان و خرد [ آگاهى يافتن زال از كشته شدن رستم و آوردن فرامرز گاسونهء پدر و به دخمه نهادن ] ازان نامداران سوارى بجست * گهى شد پياده گهى بر نشست چو آمد سوى زابلستان بگفت * كه پيل ژيان گشت با خاك جفت زواره همان و سپاهش همان * سوارى نجست از بد بدگمان خروشى بر آمد ز زابلستان * ز بدخواه و ز شاه كابلستان همى ريخت زال از بر يال خاك * همى كرد روى و بر خويش چاك همى گفت زار اى گو پيل تن * نخواهد كه پوشد تنم جز كفن گو سرفراز اژدهاى دلير * زواره كه بد نامبردار شير شغاد آن بنفرين شوريده بخت * بكند از بن اين خسروانى درخت كه داند كه با پيل روباه شوم * همى كين سگالد بران مرز و بوم كه دارد به ياد اين چنين روزگار * كه داند شنيدن ز آموزگار كه چون رستمى پيش بينم به خاك * بگفتار روباه گردد هلاك چرا پيش ايشان نمردم بزار * چرا ماندم اندر جهان يادگار چرا بايدم زندگانى و گاه * چرا بايدم خواب و آرامگاه پس انگه بسى مويه آغاز كرد * چو بر پور پهلو همى ساز كرد گوا شير گيرا يلا مهترا * دلاور جهاندار كنداورا كجات آن دليرى و مردانگى * كجات آن بزرگى و فرزانگى كجات آن دل و راى و روشن روان * كجات آن بر و برز و يال گران كجات آن بزرگ اژدهافش درفش * كجا تير و گوپال و تيغ بنفش نماندى بگيتى و رفتى به خاك * كه بادا سر دشمنت در مغاك پس انگه فرامرز را با سپاه * فرستاد تا رزم جويد ز شاه تن كشته از چاه باز آورد * جهان را بزارى نياز آورد فرامرز چون پيش كابل رسيد * به شهر اندرون نامدارى نديد گريزان همه شهر و گريان شده * ز سوك جهانگير بريان شده بيامد بران دشت نخچيرگاه * بجايى كجا كنده بودند چاه