حكيم ابوالقاسم فردوسى

670

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

سواران جهان را همى داشتند * چو برزيگران تخم مى كاشتند بدين سان ببوده سراسر جهان * بگيتى شده گم بد بدگمان [ بدگوى كردن گرزم از اسفنديار ] يكى روز بنشست كى شهريار * برامش بخورد او مى خوش‌گوار يكى سر كشى بود نامش گرزم * گوى نامجو آزموده برزم بدل كين همى داشت ز اسفنديار * ندانم چه رويشان بود از آغاز كار بهر جاى كاواز او آمدى * ازو زشت گفتى و طعنه زدى نشسته بد او پيش فرخنده شاه * رخ از درد زرد و دل از كين تباه فراز آمد از شاهزاده سخن * نگر تا چه بد آهو افگند بن هوازى يكى دست بر دست زد * چو دشمن بود گفت فرزند بد فرازش نبايد كشيدن به پيش * چنين گفت آن موبد راست كيش كه چون پور با سهم و مهتر شود * ازو باب را روز بتّر شود رهى كز خداوند سر بركشيد * از اندازه‌اش سر ببايد بريد چو از راز دار اين شنيدم نخست * نيامد مرا اين گمانى درست جهانجوى گفت اين سخن چيست باز * خداوند اين راز كه وين چه راز كيان شاه را گفت كاى راست‌گوى * چنين راز گفتن كنون نيست روى سر شهرياران تهى كرد جاى * فريبنده را گفت نزد من آى بگوى اين همه سر بسر پيش من * نهان چيست زان اژدها كيش من گرزم بد آهوش گفت از خرد * نبايد جز آن چيز كاندر خورد مرا شاه كرد از جهان بىنياز * سزد گر ندارم بد از شاه باز ندارم من از شاه خود باز پند * و گر چه مر او را نيايد پسند كه گر راز گويمش و او نشنود * به از راز كردنش پنهان شود بدان اى شهنشاه كاسفنديار * بسيچد همى رزم را روى كار بسى لشكر آمد بنزديك اوى * جهانى سوى او نهادست روى بر آنست اكنون كه بندد ترا * بشاهى همى بد پسندد ترا ترا گر بدست آوريد و ببست * كند مر جهان را همه زير دست تو دانى كه آنست اسفنديار * كه او را برزم اندرون نيست يار چنو حلقه كرد آن كمند بتاب * پذيره نيارد شدن آفتاب كنون از شنيده بگفتمت راست * تو به دان كنون راى و فرمان تراست چو با شاه ايران گرزم اين براند * گو نامبردار خيره بماند چنين گفت هرگز كه ديد اين شگفت * دژم گشت و ز پور كينه گرفت نخورد ايچ مى نيز و رامش نكرد * ابى بزم بنشست با باد سرد از انديشگان نامد آن شبش خواب * ز اسفنديارش گرفته شتاب چو از كوهساران سپيده دميد * فروغ ستاره ببد ناپديد بخواند آن جهان ديده جاماسپ را * كجا بيش ديدست لهراسپ را به دو گفت شو پيش اسفنديار * بخوان و مر او را بره باش يار بگويش كه برخيز و نزد من آى * چو نامه بخوانى بره بر مپاى