حكيم ابوالقاسم فردوسى
64
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
[ سوى كشور هندوان كرد راى * سوى كابل و دنبر و مرغ و ماى ] [ بهر جايگاهى بياراستى * مى و رود و رامشگران خواستى ] [ گشاده در گنج و افگنده رنج * بر آيين و رسم سراى سپنج ] ز زابل بكابل رسيد آن زمان * گرازان و خندان و دل شادمان يكى پادشا بود مهراب نام * زبردست با گنج و گسترده كام [ به بالا بكردار آزاده سرو * برخ چون بهار و برفتن تذرو ] [ دل بخردان داشت و مغز ردان * دو كتف يلان و هش موبدان ] ز ضحاك تازى گهر داشتى * بكابل همه بوم و بر داشتى همى داد هر سال مر سام ساو * كه با او برزمش نبود ايچ تاو چو آگه شد از كار دستان سام * ز كابل بيامد بهنگام بام ابا گنج و اسپان آراسته * غلامان و هر گونهء خواسته ز دينار و ياقوت و مشك و عبير * ز ديباى زربفت و چينى حرير يكى تاج با گوهر شاهوار * يكى طوق زرّين زبرجدنگار چو آمد بدستان سام آگهى * كه مهراب آمد بدين فرّهى پذيره شدش زال و بنواختش * بآيين يكى پايگه ساختش سوى تخت پيروزه باز آمدند * گشاده دل و بزم ساز آمدند يكى پهلوانى نهادند خوان * نشستند بر خوان با فرخان گسارندهء مى مىآورد و جام * نگه كرد مهراب را پور سام خوش آمد هماناش ديدار او * دلش تيزتر گشت در كار او چو مهراب برخاست از خوان زال * نگه كرد زال اندر آن برز و يال [ چنين گفت با مهتران زال زر * كه زيبندهتر زين كه بندد كمر ] يكى نامدار از ميان مهان * چنين گفت كاى پهلوان جهان پس پردهء او يكى دخترست * كه رويش ز خورشيد روشن ترست ز سر تا به پايش بكردار عاج * برخ چون بهشت و به بالا چو ساج بران سفت سيمينش مشكين كمند * سرش گشته چون حلقهء پاىبند رخانش چو گلنار و لب ناردان * ز سيمين برش رسته دو ناروان دو چشمش بسان دو نرگس بباغ * مژه تيرگى برده از پرّ زاغ دو ابرو بسان كمان طراز * برو توز پوشيده از مشك ناز بهشتيست سرتاسر آراسته * پر آرايش و رامش و خواسته بر آورد مر زال را دل به جوش * چنان شد كزو رفت آرام و هوش شب آمد پر انديشه بنشست زال * بناديده برگشت بىخورد و هال [ چو زد بر سر كوه بر تيغ شيد * چو ياقوت شد روى گيتى سپيد ] [ در بار بگشاد دستان سام * برفتند گردان بزرّين نيام ] [ در پهلوان را بياراستند * چو بالاى پر مايگان خواستند ] [ برون رفت مهراب كابل خداى * سوى خيمهء زال زابل خداى ] [ چو آمد به نزديكى بارگاه * خروش آمد از در كه بگشاى راه ] [ بر پهلوان اندرون رفت گو * بسان درختى پر از بار نو ]