حكيم ابوالقاسم فردوسى

630

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

شود هر دو بر دست او بر هلاك * ز هر زورمندى نيايدش باك ز كار كتايون خود آگاه بود * كه با نيو گشتاسپ همراه بود ز هيشوى و آن مهتر نامجوى * كه هر سه به روى اندر آرند روى بيامد به نزديك هيشوى تفت * سراسر بگفت آن سخنها كه رفت و زان اختر فيلسوفان روم * شگفتى كه آيد بدان مرز و بوم به دو گفت هيشوى كامروز شاد * بر ما همى باش با مهر و داد كه اين مرد كز وى تو دادى نشان * يكى نامداريست از سركشان بنخچير دارد همى روى و راى * نينديشد از تخت خاور خداى يكى دى نيامد بنزديك من * كه خرم شدى جان تاريك من بيايد هم اكنون ز نخچيرگاه * بما بر بود بىگمانيش راه مى و رود آورد با بوى و رنگ * نشستند با جام زرين بچنگ هم آنگه كه شد جام مى بر چهار * پديد آمد از دشت گرد سوار چو هيشوى و ميرين بديدند گرد * پذيره شدندش بدشت نبرد چو ميرين بديدش به هيشوى گفت * كه اين را بگيتى كسى نيست جفت بدين شاخ و اين يال و اين دستبرد * ز تخمى بود نامبردار و گرد هنرها ز ديدار او بگذرد * همان شرم و آزادگى و خرد چو گشتاسپ تنگ آمد اين هر دو مرد * پياده ببودند ز اسپ نبرد نشستى نو آراست بر پيش آب * يكى خوان نو ساخت اندر شتاب مى آورد با ميگساران نو * نشستى نو آيين و ياران نو چو رخ لعل گشت از مى لعل فام * بگشتاسپ هيشوى گفت اى همام مرا بر زمين دوست خوانى همى * جز از من كسى را ندانى همى كنون سوى من كرد ميرين پناه * يكى نامدارست با دستگاه دبيرست با دانش و ارجمند * بگيرد شمار سپهر بلند سخن گويد از فيلسوفان روم * ز آباد و ويران هر مرز و بوم هم از گوهر سلم دارد نژاد * پدر بر پدر نام دارد به ياد بنزديك اويست شمشير سلم * كه بودى همه ساله در زير سلم سواريست گرد افگن و شير گير * عقاب اندر آرد ز گردون بتير برين نيز خواهد كه بيشى كند * چو با قيصر روم خويشى كند بقيصر سخن گفت و پاسخ شنيد * ز پاسخ همانا دلش بردميد كه او گفت در بيشهء فاسقون * يكى گرگ باشد بسان هيون اگر كشته آيد بدست تو گرگ * تو باشى بروم ايرمانى بزرگ جهاندار باشى و داماد من * زمانه به خوبى دهد داد من كنون گر تو اين را كنى دست پيش * منت بنده‌ام وين سرافراز خويش به دو گفت گشتاسپ كآرى رواست * چه گويند و اين بيشه اكنون كجاست چگونه ددى باشد اندر جهان * كه ترسند ازو كهتران و مهان چنين گفت هيشوى كاين پير گرگ * همى برتر است از هيونى سترگ دو دندان او چون دو دندان پيل * دو چشمش طبر خون و چرمش چو نيل