حكيم ابوالقاسم فردوسى

618

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

چو خورشيد برزد سر از تيره كوه * بيامد بپيشش ز هر سو گروه زن و مرد ايرانيان صد هزار * خروشان برفتند با شهريار همه كوه پر ناله و با خروش * همى سنگ خارا بر آمد به جوش همى گفت هر كس كه شاها چه بود * كه روشن دلت شد پر از داغ و دود گر از لشكر آزار دارى همى * مرين تاج را خوار دارى همى بگوى و تو از گاه ايران مرو * جهان كهن را مكن شاه نو همه خاك باشيم اسب ترا * پرستنده آذرگشسب ترا كجا شد ترا دانش و راى و هوش * كه نزد فريدون نيامد سروش همه پيش يزدان ستايش كنيم * بآتشكده در نيايش كنيم مگر پاك يزدانت بخشد بما * دل موبدان بردرخشيد بما شهنشاه زان كار خيره بماند * از ان انجمن موبدان را بخواند چنين گفت كايدر همه نيكوست * برين نيكويها نبايد گريست ز يزدان شناسيد يك سر سپاس * مباشيد جز پاك يزدان شناس كه گرد آمدن زود باشد بهم * مباشيد زين رفتن من دژم بدان مهتران گفت زين كوهسار * همه باز گرديد و بىشهريار كه راهى درازست و بىآب و سخت * نباشد گياه و نه برگ درخت ز با من شدن راه كوته كنيد * روان را سوى روشنى ره كنيد برين ريگ بر نگذرد هر كسى * مگر فره و برز دارد بسى سه مرد گرانمايه و سرفراز * شنيدند گفتار و گشتند باز چو دستان و رستم چو گودرز پير * جهانجوى و بيننده و ياد گير نگشتند و زو باز چون طوس و گيو * همان بيژن و هم فريبرز نيو برفتند يك روز و يك شب بهم * شدند از بيابان و خشكى دژم بره بر يكى چشمه آمد پديد * جهانجوى كىخسرو آنجا رسيد بدان آب روشن فرود آمدند * بخوردند چيزى و دم بر زدند بدان مرزبانان چنين گفت شاه * كه امشب نرانيم زين جايگاه بجوييم كار گذشته بسى * كزين پس نبينند ما را كسى چو خورشيد تابان بر آرد درفش * چو زرّ آب گردد زمين بنفش مرا روزگار جدايى بود * مگر با سروش آشنايى بود ازين راى گر تاب گيرد دلم * دل تيره گشته ز تن بگسلم چو بهرى ز تيره شب اندر چميد * كى نامور پيش چشمه رسيد بران آب روشن سر و تن بشست * همى خواند اندر نهان زند اوست چنين گفت با نامور بخردان * كه باشيد بدرود تا جاودان كنون چون برآرد سنان آفتاب * مبينيد ديگر مرا جز بخواب شما باز گرديد زين ريگ خشك * مباشيد اگر بارد از ابر مشك ز كوه اندر آيد يكى باد سخت * كجا بشكند شاخ و برگ درخت ببارد بسى برف ز ابر سياه * شما سوى ايران نيابيد راه [ فرو شدن پهلوانان در ميان برف ] سر مهتران زان سخن شد گران * بخفتند با درد كنداوران