حكيم ابوالقاسم فردوسى

556

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

نه بيند سر تيغ ما را نيام * نه هرگز بوم زين سپس شادكام ز مردم شمر ار ز دام و دده * دلى كو نباشد به درد آژده مبادا بدان ديده در آب و شرم * كه از درد ما نيست پر خون گرم از آن ماه ديدار جنگى سوار * از آن سرو بن بر لب جويبار همى ريخت از ديده خونين سرشك * ز دردى كه درمان نداند پزشك همه نامداران پاسخ‌گزار * زبان برگشادند بر شهريار كه اين دادگر بر تو آسان كناد * بد انديش را دل هراسان كناد ز ما نيز يك تن نسازد درنگ * شب و روز بر درد و كين پشنگ سپه را همه دل خروشان كنيم * باوردگه بر سر افشان كنيم ز خسرو نبد پيش ازين كينه چيز * كنون كينه بر كين بيفزود نيز سپه دل شكسته شد از بهر شاه * خروشان و جوشان همه رزمگاه [ رزم دو سپاه به انبوه ] چو خورشيد بر زد سر از برج گاو * ز هامون بر آمد خروش چكاو تبيره برآمد ز هر دو سراى * همان ناله بوق با كرّ ناى ز گردان شمشير زن سى هزار * بياورد جهن از در كارزار چو خسرو بر آن گونه بر ديدشان * بفرمود تا قارن كاويان ز قلب سپاه اندر آمد چو كوه * ازو گشت جهن دلاور ستوه سوى راست گستهم نوذر چو گرد * بيامد دمان با درفش نبرد جهان شد ز گرد سواران بنفش * زمين پر سپاه و هوا پر درفش بجنبيد خسرو ز قلب سپاه * هم افراسياب اندران رزمگاه بپيوست جنگى كزان سان نشان * ندادند گردان گردنكشان بكشتند چندان ز توران سپاه * كه درياى خون گشت آوردگاه چنين بود تا آسمان تيره گشت * همان چشم جنگاوران خيره گشت چو پيروز شد قارن رزم زن * بجهن دلير اندر آمد شكن چو بر دامن كوه بنشست ماه * يلان بازگشتند ز آوردگاه از ايرانيان شاد شد شهريار * كه چيره شدند اندران كارزار همه شب همى جنگ را ساختند * بخواب و به خوردن نپرداختند چو بر زد سر از چنگ خرچنگ هور * جهان شد پر از جنگ و آهنگ و شور سپاه دو كشور كشيدند صف * همه جنگ را بر لب آورده كف سپهدار ايران ز پشت سپاه * بشد دور با كهترى نيك خواه چو لختى بيامد پياده ببود * جهان آفرين را فراوان ستود بماليد رخ را بران تيره خاك * چنين گفت كاى داور داد و پاك تو دانى كزو من ستم ديده‌ام * بسى روز بد را پسنديده‌ام مكافات كن بد كنش را به خون * تو باشى ستم ديده را رهنمون و ز ان جايگه با دلى پر ز غم * پر از كين سر از تخمهء زادشم بيامد خروشان بقلب سپاه * بسر بر نهاد آن خجسته كلاه خروش آمد و نالهء گاو دم * دم ناى رويين و رويينه خم و زان روى لشكر بكردار كوه * برفتند جوشان گروها گروه