حكيم ابوالقاسم فردوسى

482

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

چنين داد رهّام پاسخ بدوى * كه اى نامور گرد پرخاش جوى ز تركان ترا بخرد انگاشتم * ازين سان كه هستى نپنداشتم كه تنها بدين رزمگاه آمدى * دلاور بپيش سپاه آمدى بر آنى كه اندر جهان تيغ دار * نبندد كمر چون تو ديگر سوار يكى داستان از كيان ياد كن * ز فام خرد گردن آزاد كن كه هر كو بجنگ اندر آيد نخست * ره بازگشتن ببايدش جست از اينها كه تو نام بردى بجنگ * همه جنگ را تيز دارند چنگ و ليكن چو فرمان سالار شاه * نباشد نسازد كسى رزمگاه اگر جنگ گردان بجويى همى * سوى پهلوان چون بپويى همى ز گودرز دستورى جنگ خواه * پس از ما بجنگ اندر آهنگ خواه به دو گفت هومان كه خيره مگوى * بدين روى با من بهانه مجوى تو اين رزم را جاى مردان گزين * نه مرد سوارانى و دشت كين [ رزم خواستن هومان از فريبرز ] و ز آنجا بقلب سپه بر گذشت * دمان تا بدان روى لشكر گذشت بنزد فريبرز با ترجمان * بيامد بكردار باد دمان يكى بر خروشيد كاى بد نشان * فرو برده گردن ز گردنكشان سواران و پيلان و زرينه كفش * ترا بود با كاويانى درفش بتركان سپردى بروز نبرد * يلانت بايران نخوانند مرد چو سالار باشى شوى زير دست * كمر بندگى را ببايدت بست سياوش رد را برادر توى * بگوهر ز سالار برتر توى تو باشى سزاوار كين خواستن * بكينه ترا بايد آراستن يكى با من اكنون بآوردگاه * ببايدت گشتن بپيش سپاه بخورشيد تابان بر آيدت نام * كه پيش من اندر گذارى تو گام و گر تو نيايى بجنگم رواست * زواره گرازه نگر تا كجاست كسى را ز گردان بپيش من آر * كه باشد ز ايرانيان نامدار چنين داد پاسخ فريبرز باز * كه با شير درّنده كينه مساز چنينست فرجام روز نبرد * يكى شاد و پيروز و ديگر به درد بپيروزى اندر بترس از گزند * كه يكسان نگردد سپهر بلند درفش ار ز من شاه بستد رواست * بدان داد پيلان و لشكر كه خواست بكين سياوش پس از كىقباد * كسى كو كلاه مهى بر نهاد كمر بست تا گيتى آباد كرد * سپهدار گودرز كشواد كرد هميشه بپيش كيان كينه خواه * پدر بر پدر نيو و سالار شاه و ديگر كه از گرز او بىگمان * سر آيد بسالارتان بر زمان سپه را به دويست فرمان جنگ * به دو باز گردد همه نام و ننگ اگر با توَم جنگ فرمان دهد * دلم پر ز دردست درمان دهد ببينى كه من سر چگونه ز ننگ * بر آرم چو پاى اندر آرم بجنگ چنين پاسخش داد هومان كه بس * بگفتار بينم ترا دسترس بدين تيغ كاندر ميان بسته‌اى * گيا بر كه از جنگ خود رسته‌اى