حكيم ابوالقاسم فردوسى
466
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
نه روبه شود ز آزمودن دلير * نه گوران بسايند چنگال شير چو تو كس سبكسار خسرو مباد * چو باشد دهد پادشاهى بباد بدين دشت و هامون تو از دست من * رهايى نيابى بجان و بتن [ شكست يافتن افراسياب از ايرانيان ] چو اين گفته بشنيد ترك دژم * بلرزيد و برزد يكى تيز دم بر آشفت كاى نامداران تور * كه اين دشت جنگست گر جاى سور ببايد كشيدن درين رزم رنج * كه بخشم شما را بسى تاج و گنج چو گفتار سالارشان شد به گوش * ز گردان لشكر بر آمد خروش چنان تيرهگون شد ز گرد آفتاب * كه گفتى همى غرقه ماند در آب ببستند بر پيل رويينه خم * دميدند شيپور با گاو دم ز جوشن يكى بارهء آهنين * كشيدند گردان به روى زمين بجوشيد دشت و بتوفيد كوه * ز بانگ سواران هر دو گروه درفشان بگرد اندرون تيغ تيز * تو گفتى بر آمد همى رستخيز همى گرز باريد همچون تگرگ * ابر جوشن و تير و بر خود و ترگ و زان رستمى اژدهافش درفش * شده روى خورشيد تابان بنفش بپوشيد روى هوا گرد پيل * بخورشيد گفتى براندود نيل بهر سو كه رستم بر افگند رخش * سران را سر از تن همى كرد بخش بچنگ اندرون گرزهء گاوسار * بسان هيونى گسسته مهار همى كشت و مىبست در رزمگاه * چو بسيار كرد از بزرگان تباه بقلب اندر آمد بكردار گرگ * پراگنده كرد آن سپاه بزرگ بر آمد چو باد آن سران را ز جاى * همان باد پايان فرخ هماى چو گرگين و رهّام و فرهاد گرد * چپ لشكر شاه توران ببرد در آمد چو باد اشكش از دست راست * ز گرسيوز تيغ زن كينه خواست بقلب اندرون بيژن تيز چنگ * همى بزمگاه آمدش جاى جنگ سران سواران چو برگ درخت * فرو ريخت از بار و برگشت بخت همه رزمگه سر بسر جوى خون * درفش سپهدار توران نگون سپهدار چون بخت برگشته ديد * دليران توران همه كشته ديد بيفگند شمشير هندى ز دست * يكى اسب آسوده تر بر نشست خود و ويژكان سوى توران شتافت * كز ايرانيان كام و كينه نيافت برفت از پسش رستم گردگير * بباريد بر لشكرش گرز و تير دو فرسنگ چون اژدهاى دژم * همى مردم آهخت از يشان بدم سواران جنگى ز توران هزار * گرفتند زنده پس از كارزار بلشكر گه آمد ازان رزمگاه * كه بخشش كند خواسته بر سپاه ببخشيد و بنهاد بر پيل بار * بپيروزى آمد بر شهريار [ باز آمدن رستم پيش كىخسرو ] چو آگاهى آمد بشاه دلير * كه از بيشه پيروز برگشت شير چو بيژن شد از بند و زندان رها * ز بند بدانديش نرّ اژدها سپاهى ز توران بهم بر شكست * همه لشكر دشمنان كرد پست بشادى بپيش جهان آفرين * بماليد روى و كُلَه بر زمين