حكيم ابوالقاسم فردوسى
455
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
همه رخ چو ديباى رومى برنگ * فروزنده عود و خروشنده چنگ همه دل پر از شادى و مى بدست * رخان ارغوانى و نابوده مست بفرمود تا رستم آمد بتخت * نشست از بر گاه زير درخت برستم چنين گفت پس شهريار * كه اى نيك پيوند و به روزگار ز هر بد توى پيش ايران سپر * هميشه چو سيمرغ گسترده پر چه درگاهِ ايران چه پيش كيان * همه بر در رنج بندى ميان شناسى تو كردار گودرزيان * به آسانى و رنج و سود و زيان ميان بسته دارند پيشم بپاى * هميشه بنيكى مرا رهنماى بتنها تن گيو كز انجمن * ز هر بد سپر بود در پيش من چنين غم بدين دوده نامد بنيز * غم و درد فرزند برتر ز چيز بدين كار گر تو ببندى ميان * پذيره نيايدت شير ژيان كنون چارهء كار بيژن بجوى * كه او را ز توران بد آمد به روى ز گردان و اسبان و شمشير و گنج * ببر هرچ بايد مدار اين برنج چو رستم ز كىخسرو ايدون شنيد * زمين را ببوسيد و دم در كشيد برو آفرين كرد كاى نيك نام * چو خورشيد هر جاى گسترده كام ز تو دور بادا دو چشم نياز * دل بد سگالت بگرم و گداز توى بر جهان شاه و سالار و كى * كيان جهان مر ترا خاك پى كه چون تو نديدست يك شاه گاه * نه تابنده خورشيد و گردنده ماه بدان را ز نيكان تو كردى جدا * تو دارى بافسون و بند اژدها بكندم دل ديو مازندران * بفرّ كيانى و گرز گران مرا مادر از بهر رنج تو زاد * تو بايد كه باشى بآرام و شاد منم گوش داده بفرمان تو * نگردم بهرسان ز پيمان تو دل و جان نهاده بسوى كلاه * بران ره روم كِم بفرمود شاه و نيز از پى گيو اگر بر سرم * هوا بارد آتش به دو ننگرم رسيده بمژگانم اندر سنان * ز فرمان خسرو نتابم عنان برآرم ببخت تو اين كار كرد * سپهبد نخواهم نه مردان مرد كليد چنين بند باشد فريب * نه هنگام گرزست و روز نهيب چو رستم چنين گفت گودرز و گيو * فريبرز و فرهاد و شاپور نيو بزرگان لشكر برو آفرين * همى خواندند از جهان آفرين بمى دست بردند با شهريار * گشاده بشادى در نوبهار [ خواست كردن رستم گرگين را از شاه ] چو گرگين نشان تهمتن شنيد * بدانست كآمد غمش را كليد فرستاد نزديك رستم پيام * كه اى تيغ بخت و وفا را نيام درخت بزرگى و گنج وفا * در رادمردى و بند بلا گرت رنج نايد ز گفتار من * سخن گسترانى ز كردار من نگه كن بدين گنبد گوژپشت * كه خيره چراغ دلم را بكشت بتاريكى اندر مرا ره نمود * نوشته چنين بود بود آنچ بود بر آتش نهم خويشتن پيش شاه * گر آمرزش آرد مرا زين گناه