حكيم ابوالقاسم فردوسى

444

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

خردمند شاهى و ما كهترا * تو چشم خرد باز كن بنگرا نگه كن ازان كين كه گسترديا * ابا شاه ايران چه برخورديا هم آن را همى خواستار آورى * درخت بلا را ببار آورى چو كينه دو گردد نداريم پاى * ايا پهلوان جهان كدخداى به از تو نداند كسى گيو را * نهنگ بلا رستم نيو را چو گودرز كشواد پولاد چنگ * كه آيد ز بهر نبيره بجنگ چو بر زد بران آتش تيز آب * چنين داد پاسخ پس افراسياب كه بيژن نبينى كه با من چه كرد * بايران و توران شدم روى زرد نبينى كزين بد هنر دخترم * چه رسوايى آمد بپيران سرم همان نام پوشيده رويان من * ز پرده بگسترد بر انجمن كزين ننگ تا جاودان بر سرم * بخندد همى كشور و لشكرم چنو يابد از من رهايى بجان * گشايند بر من ز هر سو زبان برسوايى اندر بمانم به درد * بپالايم از ديدگان آب زرد دگر آفرين كرد پيران بدوى * كه اى شاه نيك اختر راست‌گوى چنينست كين شاه گويد همى * جز از نيك نامى نجويد همى و ليكن بدين راى هشيار من * يكى بنگرد ژرف سالار من ببندد مر او را ببند گران * كجا دار و كشتن گزيند بران هر آن كو بزندان تو بسته ماند * ز ديوانها نام او كس نخواند ازو پند گيرند ايرانيان * نبندند ازين پس بدى را ميان چنان كرد سالار كو راى ديد * دلش با زبان شاه بر جاى ديد ز دستور پاكيزهء راهبر * درفشان شود شاه بر گاه بر [ به زندان افگندن افراسياب بيژن را ] بگرسيوز آنگه بفرمود شاه * كه بند گران ساز و تاريك چاه دو دستش بزنجير و گردن بغل * يكى بند رومى بكردار مل ( ؟ ) ببندش بمسمار آهنگران * ز سر تا به پايش ببند اندران چو بستى نگون اندر افگن بچاه * چو بىبهره گردد ز خورشيد و ماه ببر پيل و آن سنگ اكوان ديو * كه از ژرف درياى گيهان خديو فگندست در بيشهء چين ستان * بياور ز بيژن بدان كين ستان بپيلان گردون كش آن سنگ را * كه پوشد سر چاه ارژنگ را بياور سر چاه او را بپوش * بدان تا بزارى بر آيدش هوش و ز آنجا بايوان آن بىهنر * منيژه كز و ننگ يابد گهر برو با سواران و تاراج كن * نگون بخت را بىسر و تاج كن بگو اى بنفرين شوريده بخت * كه بر تو نزيبد همى تاج و تخت بننگ از كيان پست كردى سرم * به خاك اندر انداختى افسرم برهنه كشانش ببر تا بچاه * كه در چاه بين آنك ديدى بگاه بهارش توى غمگسارش توى * درين تنگ زندان زوارش توى خراميد گرسيوز از پيش اوى * بكردند كام بدانديش اوى كشان بيژن گيو از پيش دار * ببردند بسته بران چاهسار