حكيم ابوالقاسم فردوسى

432

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بجايى كه هر سال چوپان گله * بران دشت و آن آب كردى يله خود و دو هزار از يل نامدار * رسيدند تازان بران مرغزار ابا باده و رود و گردان بهم * بدان تا كند بر دل انديشه كم چو نزديك آن مرغزاران رسيد * ز اسپان و چوپان نشانى نديد يكايك خروشيدن آمد ز دشت * همه اسپ يك بر دگر بر گذشت ز خاك پى رخش بر سركشان * پديد آمد از دور پيدا نشان چو چوپان بر شاه توران رسيد * به دو باز گفت آن شگفتى كه ديد كه تنها گله برد رستم ز دشت * ز ما كشت بسيار و اندر گذشت ز تركان بر آمد يكى گفت و گوى * كه تنها بجنگ آمد اين كينه جوى ببايد كشيدن يكايك سليح * كه اين كار بر ما گذشت از مزيح چنين زار گشتيم و خوار و زبون * كه يك تن سوى ما گرايد به خون همى بفگند نام مردى ز ما * بتيغ او براند ز خون آسيا همى بگذراند بيك تن گله * نشايد چنين كار كردن يله سپهدار با چار پيل و سپاه * پس رستم اندر گرفتند راه چو گشتند نزديك رستم كمان * ز بازو برون كرد و آمد دمان بريشان بباريد چون ژاله ميغ * چه تير از كمان و چه پولاد تيغ چو افگنده شد شست مرد دلير * بگرز اندر آمد ز شمشير شير همى گرز باريد همچون تگرگ * همى چاك چاك آمد از خود و ترگ از يشان چهل مرد ديگر بكشت * غمى شد سپهدار و بنمود پشت ازو بستد آن چار پيل سپيد * شدند آن سپاه از جهان نااميد پس پشتشان رستم گرزدار * دو فرسنگ بر سان ابر بهار چو برگشت برداشت پيل و رمه * بنه هرچ آمد بچنگش همه بيامد گرازان بران چشمه باز * دلش جنگ جويان بچنگ دراز دگر باره اكوان به دو باز خورد * نگشتى به دو گفت سير از نبرد برستى ز دريا و چنگ نهنگ * بدشت آمدى باز پيچان بجنگ تهمتن چو بشنيد گفتار ديو * برآورد چون شير جنگى غريو ز فتراك بگشاد پيچان كمند * بيفگند و آمد ميانش به بند بپيچيد بر زين و گرز گران * بر آهيخت چون پتك آهنگران بزد بر سر ديو چون پيل مست * سر و مغزش از گرز او گشت پست فرود آمد آن آبگون خنجرش * برآهيخت و ببريد جنگى سرش همى خواند بر كردگار آفرين * كزو بود پيروزى و زور كين تو مر ديو را مردم بد شناس * كسى كو ندارد ز يزدان سپاس هرانكو گذشت از ره مردمى * ز ديوان شمر مشمر از آدمى خرد گر برين گفتها نگرود * مگر نيك مغزش همى نشنود گر آن پهلوانى بود زورمند * ببازو ستبر و به بالا بلند گوان خوان و اكوان ديوش مخوان * كه بر پهلوانى بگردد زيان چه گويى تو اى خواجهء سالخورد * چشيده ز گيتى بسى گرم و سرد