حكيم ابوالقاسم فردوسى
35
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
سراينده باشيد و بسيار هوش * بگفتار او بر نهاده دو گوش [ به خوبى سخنهاش پاسخ دهيد * چو پرسد سخن راى فرّخ نهيد ] ازيرا كه پروردهء پادشا * نبايد كه باشد بجز پارسا سخن گوى و روشن دل و پاك دين * بكارى كه پيش آيدش پيش بين زبان راستى را بياراسته * خرد خيره كرده ابر خواسته شما هر چه گويم ز من بشنويد * اگر كار بنديد خرّم بويد يكى ژرف بين است شاه يمن * كه چون او نباشد بهر انجمن گرانمايه و پاك هر سه پسر * همه دل نهاده بگفت پدر [ ز پيش فريدون برون آمدند * پر از دانش و پر فسون آمدند ] [ بجز راى و دانش چه اندر خورد * پسر را كه چونان پدر پرورد ] [ رفتن پسران فريدون نزد شاه يمن ] [ سوى خانه رفتند هر سه چو باد * شب آمد بخفتند پيروز و شاد ] [ چو خورشيد زد عكس بر آسمان * پراگند بر لاژورد ارغوان ] برفتند و هر سه بياراستند * ابا خويشتن موبدان خواستند كشيدند بالشكرى چون سپهر * همه نامداران خورشيد چهر چو از آمدنشان شد آگاه سرو * بياراست لشكر چو پرّ تذرو فرستادشان لشكرى گشن پيش * چه بيگانه فرزانگان و چه خويش شدند اين سه پر مايه اندر يمن * برون آمدند از يمن مرد و زن همى گوهر و زعفران ريختند * همى مشك با مى بر آميختند همه يال اسپان پر از مشك و مى * پراگنده دينار در زير پى نشستن گهى ساخت شاه يمن * همه نامداران شدند انجمن در گنجهاى كهن كرد باز * گشاد آنچه يك چند گه بود راز سه خورشيد رخ را چو باغ بهشت * كه موبد چو ايشان صنوبر نكشت ابا تاج و با گنج ناديده رنج * مگر زلفشان ديده رنج شكنج بياورد هر سه بديشان سپرد * كه سه ماه نو بود و سه شاه گرد [ ز كينه بدل گفت شاه يمن * كه از آفريدون بد آمد به من ] [ بد از من كه هرگز مبادم ميان * كه ماده شد از تخم نرّه كيان ] [ به اختر كس آن دان كه دخترش نيست * چو دختر بود روشن اخترش نيست ] به پيش همه موبدان سرو گفت * كه زيبا بود ماه را شاه جفت بدانيد كين سه جهان بين خويش * سپردم بديشان بر آيين خويش بدان تا چو ديده بدارندشان * چو جان پيش دل بر نگارندشان خروشيد و بار غريبان ببست * ابر پشت شرزه هيونان مست ز گوهر يمن گشت افروخته * عمارى يك اندر دگر دوخته [ چو فرزند را باشد آيين و فرّ * گرامى بدل بر چه ماده چه نر ] بسوى فريدون نهادند روى * جوانان بينا دل راه جوى [ بخش كردن فريدون جهان را بر پسران ] نهفته چو بيرون كشيد از نهان * بسه بخش كرد آفريدون جهان