حكيم ابوالقاسم فردوسى
344
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
من آن درع و تازانه برداشتم * بتوران دگر خوار بگذاشتم يكى نيز بخشيد كاوس شاه * ز زرّ و ز گوهر چو تابنده ماه دگر پنج دارم همه زرنگار * برو بافته گوهر شاهوار ترا بخشم اين هفت ز ايدر مرو * يكى جنگ خيره مياراى نو چنين گفت با گيو بهرام گرد * كه اين ننگ را خرد نتوان شمرد شما را ز رنگ و نگارست گفت * مرا آنك شد نام با ننگ جفت گر ايدونك تازانه باز آورم * و گر سر ز كوشش بگاز آورم برو راى يزدان دگر گونه بود * همان گردش بخت وارونه بود هرانگه كه بخت اندر آيد بخواب * ترا گفت دانا نيايد صواب بزد اسپ و آمد بران رزمگاه * درخشان شده روى گيتى ز ماه همى زار بگريست بر كشتگان * بران داغ دل بخت برگشتگان تن ريونيز اندران خون و خاك * شده غرق و خفتان برو چاك چاك همى زار بگريست بهرام شير * كه زار اى جوان سوار دلير چه تو كشته اكنون چه يك مشت خاك * بزرگان بايوان تو اندر مغاك بران كشتگان بر يكايك بگشت * كه بودند افگنده بر پهن دشت ازان نامداران يكى خسته بود * بشمشير از يشان بجان رسته بود همى باز دانست بهرام را * بناليد و پرسيد زو نام را به دو گفت كاى شير من زندهام * بر كشتگان خوار افگندهام سه روزست تا نان و آب آرزوست * مرا بر يكى جامه خواب آرزوست بشد تيز بهرام تا پيش اوى * بدل مهربان و بتن خويش اوى برو گشت گريان و رخ را بخست * بدرّيد پيراهن او را ببست به دو گفت منديش كز خستگيست * تبه بودن اين ز نابستگيست چو بستم كنون سوى لشكر شوى * وزين خستگى زود بهتر شوى يكى تازيانه بدين رزمگاه * ز من گم شدست از پى تاج شاه چو آن باز يابم بيايم برت * رسانم به زودى سوى لشكرت و زان جا سوى قلب لشكر شتافت * همى جست تا تازيانه بيافت ميان تل كشتگان اندرون * بر آميخته خاك بسيار و خون فرود آمد از باره آن بر گرفت * و زان جا خروشيدن اندر گرفت خروش دم ماديان يافت اسپ * بجوشيد بر سان آذرگشسپ سوى ماديان روى بنهاد تفت * غمى گشت بهرام و از پس برفت همى شد دمان تا رسيد اندروى * ز ترگ و ز خفتان پر از آب روى چو بگرفت هم در زمان بر نشست * يكى تيغ هندى گرفته بدست چو بفشارد ران هيچ نگذارد پى * سوار و تن باره پر خاك و خوى چنان تنگ دل شد بيكبارگى * كه شمشير زد بر پى بارگى و زان جايگه تا بدين رزمگاه * پياده بپيمود چون باد راه سراسر همه دشت پر كشته ديد * زمين چون گل و ارغوان كِشته ديد همى گفت كاكنون چه سازيم روى * برين دشت بىبارگى راه جوى