حكيم ابوالقاسم فردوسى
308
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چه گوييد و اين را چه پاسخ دهيد * همه يك سره راى فرّخ نهيد بدانيد كو شد به بد پيش دست * مكافات بد را نشايد نشست بزرگان بپاسخ بياراستند * به درد دل از جاى بر خاستند كه اى نامدار جهان شاد باش * هميشه ز رنج و غم آزاد باش تن و جان ما سر بسر پيش تست * غم و شادمانى كم و بيش تست ز مادر همه مرگ را زادهايم * همه بندهايم ار چه آزادهايم چو پاسخ چنين يافت از پيل تن * ز طوس و ز گودرز و از انجمن رخ شاه شد چون گل ارغوان * كه دولت جوان بود و خسرو جوان بديشان فراوان بكرد آفرين * كه آباد بادا بگردان زمين [ شمردن كىخسرو ، پهلوانان را ] بگشت اندرين نيز گردان سپهر * چو از خوشه خورشيد بنمود چهر ز پهلو همه موبدانرا بخواند * سخنهاى بايسته چندى براند دو هفته در بار دادن ببست * بنوّى يكى دفتر اندر شكست بفرمود موبد به روزى دهان * كه گويند نام كهان و مهان نخستين ز خويشان كاوس كى * صد و ده سپهبد فگندند پى سزاوار بنوشت نام گوان * چنانچون بود در خور پهلوان فريبرز كاوسشان پيش رو * كجا بود پيوستهء شاه نو گزين كرد هشتاد تن نوذرى * همه گرزدار و همه لشكرى زرسپ سپهبد نگهدارشان * كه بردى بهر كار تيمارشان كه تاج كيان بود و فرزند طوس * خداوند شمشير و گوپال و كوس سه ديگر چو گودرز كشواد بود * كه لشكر براى وى آباد بود نبيره پسر داشت هفتاد و هشت * دليران كوه و سواران دشت فروزندهء تاج و تخت كيان * فرازندهء اختر كاويان چو شصت و سه از تخمهء گژدهم * بزرگان و سالارشان گستهم ز خويشان ميلاد بد صد سوار * چو گرگين پيروزگر مايهدار ز تخم لواده چو هشتاد و پنج * سواران رزم و نگهبان گنج كجا بُرته بودى نگهدارشان * برزم اندرون دست بردارشان چو سى و سه مهتر ز تخم پشنگ * كه رويين بدى شاهشان روز جنگ بگاه نبرد او بدى پيش كوس * نگهبان گردان و داماد طوس ز خويشان شيروى هفتاد مرد * كه بودند گردان روز نبرد گزين گوان شهره فرهاد بود * گه رزم سندان پولاد بود ز تخم گرازه صد و پنج گرد * نگهبان ايشان هم او را سپرد كنارنگ و ز پهلوانان جزين * ردان و بزرگان با آفرين چنان بد كه موبد ندانست مر * ز بس نامداران با برز و فر نوشتند بر دفتر شهريار * همه نامشان تا كى آيد به كار بفرمود كز شهر بيرون شوند * ز پهلو سوى دشت و هامون شوند سر ماه بايد كه از كرّ ناى * خروش آيد و زخم هندى دراى