حكيم ابوالقاسم فردوسى
283
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
تهمتن بران گشت همداستان * كه فرخنده موبد زد اين داستان چنين گفت خرّم دل رهنماى * كه خوبى گزين زين سپنجى سراى بنوش و بناز و بپوش و بخور * ترا بهره اينست زين رهگذر سوى آز منگر كه او دشمنست * دلش بردهء جان آهرمنست نگه كن كه در خاك جفت تو كيست * برين خواسته چند خواهى گريست [ باز رفتن رستم به ايران زمين ] تهمتن چو بشنيد شرم آمدش * برفتن يكى راى گرم آمدش نگه كرد ز اسپان بهر سو گله * كه بودند بر دشت تركان يله غلام و پرستندگان ده هزار * بياورد شايستهء شهريار همان نافهء مشك و موى سمور * ز در سپيد و ز كيمال بور برنگ و ببوى و بديبا و زر * شد آراسته پشت پيلان نر ز گستردنيها و از بيش و كم * ز پوشيدنيها و گنج و درم ز گنج سليح و ز تاج و ز تخت * بايران كشيدند و بر بست رخت ز توران سوى زابلستان كشيد * بنزديك فرخنده دستان كشيد سوى پارس شد طوس و گودرز و گيو * سپاهى چنان نامبردار و نيو نهادند سر سوى شاه جهان * همه نامداران فرّخ مهان و زان پس چو بشنيد افراسياب * كه بگذشت رستم بران روى آب شد از باختر سوى درياى گنگ * دلى پر ز كينه سرى پر ز جنگ همه بوم زير و زبر كرده ديد * مهان كشته و كهتران برده ديد نه اسپ و نه گنج و نه تاج و نه تخت * نه شاداب در باغ برگ درخت جهانى به آتش بر افروخته * همه كاخها كنده و سوخته ز ديده بباريد خونابه شاه * چنين گفت با مهتران سپاه كه هر كس كه اين را فرامش كند * همى جان بيدار خامش كند همه يك بيك دل پر از كين كنيد * سپر بستر و تيغ بالين كنيد بايران سپه رزم و كين آوريم * بنيزه خور اندر زمين آوريم بيك رزم اگر باد ايشان بجست * نبايد چنين كردن انديشه پست بر آراست بر هر سوى تاختن * نديد ايچ هنگام پرداختن همى سوخت آباد بوم و درخت * به ايرانيان بر شد آن كار سخت ز باران هوا خشك شد هفت سال * دگرگونه شد بخت و برگشت حال شد از رنج و سختى جهان پر نياز * بر آمد برين روزگار دراز [ ديدن گودرز كىخسرو را به خواب ] چنان ديد گودرز يك شب بخواب * كه ابرى بر آمد ز ايران پر آب بران ابر باران خجسته سروش * بگودرز گفتى كه بگشاى گوش چو خواهى كه يا بى ز تنگى رها * و زين نامور ترك نرّ اژدها بتوران يكى نامدارى نوست * كجا نام آن شاه كىخسروست ز پشت سياوش يكى شهريار * هنرمند و از گوهر نامدار ازين تخمه از گوهر كىقباد * ز مادر سوى تور دارد نژاد چو آيد بايران پى فرّخش * ز چرخ آنچ پرسد دهد پاسخش