حكيم ابوالقاسم فردوسى

244

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بهشتم سياوش بيامد پگاه * ابا گرد پيران بنزديك شاه گرفتند هر دو برو آفرين * كه اى مهتر و شهريار زمين هميشه ترا جاودان باد روز * بشادى و بدخواه را پشت كوز و زان جايگه بازگشتند شاد * بسى از جهاندار كردند ياد چنين نيز يك سال گردان سپهر * همى گشت بيدار بر داد و مهر فرستاده آمد ز نزديك شاه * بنزد سياوش يكى نيك خواه كه پرسد همى شاه را شهريار * همى گويد اى مهتر نامدار بود كت ز من دل بگيرد همى * وزين برنشستن گزيرد همى از ايدر ترا داده‌ام تا بچين * يكى گرد بر گرد و بنگر زمين بشهرى كه آرام و راى آيدت * همان آرزوها بجاى آيدت بشادى بباش و بنيكى بمان * ز خوبى مپرداز دل يك زمان سياوش ز گفتار او گشت شاد * بزد ناى و كوس و بنه بر نهاد [ سليح و سپاه و نگين و كلاه * ببردند زين گونه با او به راه ] [ فراوان عمارى بياراستند * پس پرده خوبان بپيراستند ] فرنگيس را در عمارى نشاند * بنه بر نهاد و سپه را براند ازو باز نگسست پيران گرد * بنه بر نهاد و سپه را ببرد بشادى برفتند سوى ختن * همه نامداران شدند انجمن كه سالار پيران ازان شهر بود * كه از بدگمانيش بىبهر بود همى بود يك ماه مهمان او * بران سر چنين بود پيمان او ز خوردن نياسود يك روز شاه * گهى رود و مى گاه نخچيرگاه سرِ ماه برخاست آواى كوس * برانگه كه خيزد خروش خروس بيامد سوى پادشاهى خويش * سپاه از پسِ پشت و پيران ز پيش بران مرز و بوم اندر آگه شدند * بزرگان به راه شهنشه شدند بشادى دل از جاى برخاستند * جهانى بآيين بياراستند ازان پادشاهى خروشى بخاست * تو گفتى زمين گشت با چرخ راست ز بس رامش و نالهء كرّ ناى * تو گفتى بجنبد همى دل ز جاى بجايى رسيدند كاباد بود * يكى خوب فرخنده بنياد بود بيك روى دريا و يك روى كوه * برو بر ز نخچير گشته گروه درختان بسيار و آب روان * همى شد دل سالخورده جوان سياوش بپيران سخن برگشاد * كه اينت بر و بوم فرّخ نهاد بسازم من ايدر يكى خوب جاى * كه باشد بشادى مرا رهنماى بر آرم يكى شارستان فراخ * فراوان كنم اندر و باغ و كاخ نشستنگهى بر فرازم به ماه * چنانچون بود در خور تاج و گاه به دو گفت پيران كه اى خوب راى * بران رو كه انديشه آرد بجاى چو فرمان دهد من بران سان كه خواست * بر آرم يكى جاى تا ماه راست نخواهم كه باشد مرا بوم و گنج * زمان و زمين از تو دارم سپنج يكى شارستان سازم ايدر فراخ * فراوان به دو اندر ايوان و كاخ