حكيم ابوالقاسم فردوسى
236
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
مگر كز تو آشوب خيزد به شهر * بياميزى از دور ترياك و زهر سياوش بدان گفتها رام شد * برافروخت و اندر خور جام شد به خوردن نشستند يك با دگر * سياوش پسر گشت و پيران پدر برفتند با خنده و شادمان * بره بر نجستند جايى زمان چنين تا رسيدند در شهر گنگ * كزان بود خرّم سراى درنگ [ ديدن سياوش افراسياب را ] پياده بكوى آمد افراسياب * از ايوان ميان بسته و پر شتاب سياوش چو او را پياده بديد * فرود آمد از اسپ و پيشش دويد گرفتند مر يكدگر را ببر * بسى بوس دادند بر چشم و سر ازان پس چنين گفت افراسياب * كه گردان جهان اندر آمد بخواب ازين پس نه آشوب خيزد نه جنگ * بآبشخور آيند ميش و پلنگ بر آشفت گيتى ز تور دلير * كنون روى گيتى شد از جنگ سير دو كشور سراسر پر از شور بود * جهان را دل از آشتى كور بود به تو رام گردد زمانه كنون * بر آسايد از جنگ و ز جوش خون كنون شهر توران ترا بندهاند * همه دل به مهر تو آگندهاند مرا چيز با جان همى پيش تست * سپهبد بجان و بتن خويش تست سياوش برو آفرين كرد سخت * كه از گوهر تو مگر داد بخت سپاس از خداى جهان آفرين * كزويست آرام و پرخاش و كين سپهدار دست سياوش بدست * بيامد بتخت مهى بر نشست به روى سياوش نگه كرد و گفت * كه اين را بگيتى كسى نيست جفت نه زين گونه مردم بود در جهان * چنين روى و بالا و فرّ مهان ازان پس بپيران چنين گفت رد * كه كاوس تندست و اندك خرد كه بشكيبد از روى چونين پسر * چنين برز بالا و چندين هنر مرا ديده از خوب ديدار او * بماندست دل خيره از كار او كه فرزند باشد كسى را چنين * دو ديده بگرداند اندر زمين از ايوانها پس يكى برگزيد * همه كاخ زربفتها گستريد يكى تخت زرّين نهادند پيش * همه پايها چون سر گاوميش بديباى چينى بياراستند * فراوان پرستندگان خواستند بفرمود پس تا رود سوى كاخ * بباشد بكام و نشيند فراخ سياوش چو در پيش ايوان رسيد * سر طاق ايوان بكيوان رسيد بيامد بران تخت زر بر نشست * هشيوار جان اندر انديشه بست چو خوان سپهبد بياراستند * كس آمد سياوش را خواستند ز هر گونهء رفت بر خوان سخن * همه شادمانى فگندند بن چو از خوان سالار برخاستند * نشستنگه مى بياراستند برفتند با رود و رامشگران * بباده نشستند يك سر سران به دو داد جان و دل افراسياب * همى بىسياوش نيامدش خواب همى خورد مى تا جهان تيره شد * سر ميگساران ز مى خيره شد سياوش به ايوان خراميد شاد * بمستى ز ايران نيامدش ياد