حكيم ابوالقاسم فردوسى
151
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
يكى بر گراييد رستم عنان * بر شاه شد تاب داده سنان كه دستور باشد مرا شهريار * شدن پيش اين ديو ناسازگار به دو گفت كاوس كين كار تست * از ايران نخواهد كس اين جنگ جست چو بشنيد ازو اين سخن پهلوان * بيامد بكردار شير ژيان بر انگيخت رخش دلاور ز جاى * بچنگ اندرون نيزهء سرگراى بآورد گه رفت چون پيل مست * يكى پيل زير اژدهايى بدست عنان را بپيچيد و بر خاست گرد * ز بانگش بلرزيد دشت نبرد بجويان چنين گفت كاى بد نشان * بيفگنده نامت ز گردنكشان كنون بر تو بر جاى بخشايش است * نه هنگام آورد و آرامش است بگريد ترا آنك زاينده بود * فزاينده بود ار گزاينده بود به دو گفت جويان كه ايمن مشو * ز جويان و از خنجر سر در و كه اكنون بدرّد جگر مادرت * بگريد بدين جوشن و مغفرت چو آواز جويان برستم رسيد * خروشى چو شير ژيان بركشيد پس پشت او اندر آمد چو گرد * سنان بر كمربند او راست كرد بزد نيزه بر بند درع و زره * زره را نماند ايچ بند و گره ز زينش جدا كرد و برداشتش * چو بر بابزن مرغ برگاشتش بينداخت از پشت اسپش به خاك * دهان پر ز خون و زره چاك چاك دليران و گردان مازندران * بخيره فرو ماندند اندران سپه شد شكسته دل و زرد روى * بر آمد ز آوردگه گفت و گوى بفرمود سالار مازندران * بيك سر سپاه از كران تا كران كه يك سر بتازيد و جنگ آوريد * همه رسم و راه پلنگ آوريد بر آمد ز هر دو سپه بوق و كوس * هوا نيلگون شد زمين آبنوس چو برق درخشنده از تيره ميغ * همى آتش افروخت از گرز و تيغ هوا گشت سرخ و سياه و بنفش * ز بس نيزه و گونه گونه درفش زمين شد بكردار درياى قير * همه موجش از خنجر و گرز و تير دوان بادپايان چو كشتى بر آب * سوى غرق دارند گويى شتاب همى گرز باريد بر خود و ترگ * چو باد خزان بارد از بيد برگ بيك هفته دو لشكر نامجوى * به روى اندر آورده بودند روى بهشتم جهاندار كاوس شاه * ز سر بر گرفت آن كيانى كلاه بپيش جهاندار گيهان خداى * بيامد همى بود گريان بپاى ازان پس بماليد بر خاك روى * چنين گفت كاى داور راست گوى برين نرّه ديوان بىبيم و باك * تويى آفرينندهء آب و خاك مرا ده تو پيروزى و فرّهى * به من تازه كن تخت شاهنشهى بپوشيد ازان پس بمغز سرش * بيامد بر نامور لشكرش خروش آمد و نالهء كرّ ناى * بجنبيد چون كوه لشكر ز جاى سپهبد بفرمود تا گيو و طوس * به پشت سپاه اندر آرند كوس چو گودرز با زنگهء شاوران * چو رهّام و گرگين جنگ آوران