حكيم ابوالقاسم فردوسى

1224

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

[ شبيخون كردن بهرام چوبينه بر سپاه خسرو و گريختن خسرو پرويز ] و زين روى بنشست بهرام گرد * بزرگان برفتند با او و خرد سپهبد بپرسيد زان سركشان * كه آمد ز خويشان شما را نشان فرستيد هر كس كه داريد خويش * كه باشند يكدل بگفتار و كيش گريشان بيايند و فرمان كنند * به پيمان روان را گروگان كنند سپه ماند از بردع و اردبيل * از ارمنّيه نيز بىمرد و خيل از يشان برزم اندرون نيست باك * چه مردان بردع چه يك مشت خاك شنيدند گردنكشان اين سخن * كه بهرام جنگ آور افگند بن ز لشكر گزيدند مردى دبير * سخن گوى و داننده و يادگير بيامد گوى با دلى پر ز راز * همى بود پويان شب دير ياز بگفت آنچ بشنيد زان مهتران * از ان نامداران و كنداوران از ايرانيان پاسخ ايدون شنيد * كه تا رزم لشكر نيايد پديد يكى ما ز خسرو نگرديم باز * بترسيم كين كار گردد دراز مباشيد ايمن بران رزمگاه * كه خسرو شبيخون كند با سپاه چو پاسخ شنيد آن فرستاده مرد * سوى لشكر پهلوان شد چو گرد همه لشكر آتش بر افروختند * بهر جاى شمعى همى سوختند [ گريختن خسرو پرويز به روم ] ز لشكر گزين كرد بهرام شير * سپاهى جهانگير و گرد و دلير چو كردند با او دبيران شمار * سپه بود شمشير زن صد هزار ز خاقانيان آن سه ترك سترگ * كه بودند غرنده بر سان گرگ بجنگ آوران گفت چون زخم كوس * بر آيد بهنگام بانگ خروس شما بر خروشيد و اندر دهيد * سران راز خون بر سر افسر نهيد بشد تيز لشكر بفرمان گو * سه ترك سر افرازشان پيش رو بر لشكر شهريار آمدند * جفا پيشه و كينه دار آمدند خروش آمد از گرز و گوپال و تيغ * از آهن زمين بود و ز گرد ميغ همى گفت هر كس كه خسرو كجاست * كه امروز پيروزى روز ماست به بالا همى بود خسرو به درد * دو ديده پر از خون و رخ لاژورد چنين تا سپيده بر آمد ز كوه * شد از زخم شمشير و كشته ستوه چو شد دامن تيره شب ناپديد * همه رزمگه كشته و خسته ديد بگردنكشان گفت يارى كنيد * برين دشمنان كامگارى كنيد كه پيروزگر پشت و يار منست * همان زخم شمشير كار منست بيامد دمان تا بر آن سه ترك * نه ترك دلاور سه پيل سترگ يكى تاخت تا نزد خسرو رسيد * پرنداورى از ميان بر كشيد همى خواست زد بر سر شهريار * سپر بر سر آورد شاه سوار به زير سپر تيغ زهر آبگون * بزد تيغ و انداختش سرنگون خروشيد كاى نامداران جنگ * زمانى دگر كرد بايد درنگ سپاهش همه پشت برگاشتند * جهانجوى را خوار بگذاشتند