حكيم ابوالقاسم فردوسى
1178
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
كسى را كه آيد زمانه بسر * ز مردم بگفتار جويد هنر شنيدم سخنهاى ناسودمند * دلى گشته ترسان ز بيم گزند يكى آنك گفتى كشم شاه را * سپارم به تو لشكر و گاه را يكى داستان زد برين مرد مه * كه درويش را چون برانى ز ده نگويد كه جز مهتر ده بدم * همه بنده بودند و من مه بدم بدين كار ما بر نيايد دو روز * كه بفروزد از چرخ گيتى فروز كه بر نيزهها بر سرت خون فشان * فرستم بر شاه گردنكشان دگر آنك گفتى تو از دخترت * هم از گنج و ز لشكر و كشورت مرا از تو آنگاه بودى سپاس * ترا خواندمى شاه نيكى شناس كه دختر به من دادهاى آن زمان * كه از تخت ايران نبردى گمان فرستاديى گنج آراسته * بنزديك من دختر و خواسته چو من دوست بودى بايران ترا * نه رزم آمدى با دليران ترا كنون نيزهء من به گوشت رسيد * سرت را بخنجر بخواهم بريد چو رفتى سر و تاج و گنجت مراست * همان دختر و برده رنجت مراست دگر آنك گفتى فزون از شمار * مرا تاج و تختست و پيل و سوار برين داستان زد يكى نامدار * كه پيچان شد اندر صف كارزار كه چندان كند سگ بتيزى شتاب * كه از كام او دور تر باشد آب ببردند ديوان دلت را ز راه * كه نزديك شاه آمدى رزمخواه بپيچى ز باد افره ايزدى * هم از كرده و كارهاى بدى دگر آنك گفتى مرا كهترند * بزرگان كه با طوق و با افسرند همه شارستانهاى گيتى مراست * زمانه برين بر كه گفتم گواست سوى شارستانها گشادست راه * چه كهتر بدان مرز پويد چه شاه اگر تو بكوبى در شارستان * بشاهى نيابى مگر خارستان دگر آنك بخشيدنى خواستى * ز مردى مرا دورى آراستى چو بينى سنانم ببخشاييم * همان زيردستى نفرماييم سپاه ترا كام و راه ترا * همان زنده پيلان و گاه ترا چو صف بر كشيدم ندارم به چيز * نه انديشم از لشكرت يك پشيز اگر شهريارى تو چندين دروغ * بگويى نگيرى بگيتى فروغ زمان دادهام شاه را تا سه روز * كه پيدا شود فر گيتى فروز بريده سرت را بدان بارگاه * ببينند بر نيزه در پيش شاه فرستاده آمد دو رخ چون زرير * شده بارور بخت برناش پير همى داد پيغام با ساوه شاه * چو بشنيد شد روى مهتر سياه به دو گفت فغفور كين لابه چيست * بران مايه لشكر ببايد گريست بيامد بدهليز پرده سراى * بفرمود تا سنج و هندى دراى بيارند با زنده پيلان و كوس * كنند آسمان را برنگ آبنوس چو اين نامور جنگ را كرد ساز * پر انديشه شد شاه گردن فراز به فرزند گفت اى گزين سپاه * مكن جنگ تا بامداد پگاه