حكيم ابوالقاسم فردوسى
1128
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چو بر زد سر از كوه رخشنده روز * پديد آمد آن شمع گيتى فروز پزشكان فرزانه را خواند راى * كسى كو بدانش بدى رهنماى چو بر ز وى بنهاد سر سوى كوه * برفتند با او پزشكان گروه پياده همه كوهساران بپاى * بپيمود با دانشى رهنماى گياها ز خشك و ز تر برگزيد * ز پژمرده و آنچ رخشنده ديد ز هر گونه دارو ز خشك و ز تر * همى بر پراگند بر مرده بر يكى مرده زنده نگشت از گيا * همانا كه سست آمد آن كيميا همه كوه بسپرد يك يك بپاى * ابر رنج او بر نيامد بجاى بدانست كان كار آن پادشاست * كه زنده است جاويد و فرمانرواست دلش گشت سوزان ز تشوير شاه * هم از نامداران هم از رنج راه و زان خواسته نيز كآورده بود * ز گفتار بيهوده آزرده بود ز كار نبشته ببد تنگ دل * كه آن مرد بىدانش و سنگدل چرا خيره بر باد چيزى نبشت * كه بد بار آن رنج گفتار زشت چنين گفت زان پس بران بخردان * كه اى كار ديده ستوده ردان كه دانيد داناتر از خويشتن * كجا سر فرازد بدين انجمن بپاسخ شدند انجمن همسخن * كه داننده پيريست ايدر كهن بسال و خرد او ز ما مهترست * بدانش ز هر مهترى بهترست چنين گفت برزوى با هندوان * كه اى نامداران روشن روان برين رنجها بر فزونى كنيد * مرا سوى او رهنمونى كنيد مگر كان سخنگوى داناى پير * بدين كار باشد مرا دستگير ببردند برزوى را نزد اوى * پر انديشه دل سر پر از گفت و گوى چو نزديك او شد سخنگوى مرد * همه رنجها پيش او ياد كرد ز كار نبشته كه آمد پديد * سخنها كه از كاردانان شنيد به دو پير دانا زبان برگشاد * ز هر دانشى پيش او كرد ياد كه من در نبشته چنين يافتم * بدان آرزو تيز بشتافتم چو زان رنجها بر نيامد پديد * ببايست ناچار ديگر شنيد گيا چون سخن دان و دانش چو كوه * كه همواره باشد مر او را شكوه تن مرده چون مرد بىدانشست * كه دانا بهر جاى با رامشست بدانش بود بىگمان زنده مرد * چو دانش نباشد بگردش مگرد چو مردم ز دانايى آيد ستوه * گيا چو كليله ست و دانش چو كوه كتابى بدانش نماينده راه * بيابى چو جويى تو از گنج شاه چو بشنيد برزوى زو شاد شد * همه رنج بر چشم او باد شد برو آفرين كرد و شد نزد شاه * بكردار آتش بپيمود راه بيامد نيايش كنان پيش راى * كه تا جاى باشد تو بادى بجاى كتابيست اى شاه گسترده كام * كه آن را بهندى كليلهست نام بمهرست با درج در گنج شاه * براى و بدانش نماينده راه بگنجور فرمان دهد تا ز گنج * سپارد به من گر ندارد برنج