حكيم ابوالقاسم فردوسى

1122

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بپاسخ تو با او درشتى مگوى * بپيوند و آزرم او را بجوى اگر جنگ سازد بسازيم جنگ * كه او با شتابست و ما با درنگ سپهبد فرستاده را پيش خواند * به خوبى فراوان سخنها براند به دو گفت رو با برادر بگوى * كه چندين درشتى و تندى مجوى درشتى نه زيباست با شهريار * پدر نامور بود و تو نامدار مرا اين درستست كز پند من * تو دورى نجويى ز پيوند من و ليكن مرا ز آنك هست آرزوى * كه تو نامور باشى و نامجوى بگويم همه آنچ اندر دلست * سخنها كه جانم برو مايلست ترا سر بپيچيد ز دستور بد * ز آسانى و راى و راه خرد مگوى اى برادر سخن جز بداد * كه گيتى سراسر فسونست و باد سوى راستى ياز تا هرچ هست * ز گنج و ز مردان خسرو پرست فرستم همه سر بسر پيش تو * ببيند روان بدانديش تو كه اندر دل من جز از داد نيست * مباد آنك از جان تو شاد نيست برينست رايم كه دادم پيام * اگر بشنود مهتر خويش كام ور ايدونك رايت جز از جنگ نيست * به خوبى و پيوندت آهنگ نيست بسازم كنون جنگ را لشكرى * كه بايد سپاه مرا كشورى ازين مرز آباد ما بگذريم * سپه را همه پيش دريا بريم يكى كنده سازيم گرد سپاه * برين جنگ جويان ببنديم راه ز دريا بكنده در آب افگنيم * سراسر سر اندر شتاب افگنيم بدان تا هر آن كس كه بيند شكست * ز كنده نباشد و را راه جست ز ما هرك پيروز گردد بجنگ * بريزيم خون اندرين جاى تنگ سپه را همه دستگير آوريم * مبادا كه شمشير و تير آوريم فرستاده برگشت و آمد چو باد * بروبر سخنهاى گو كرد ياد چو طلخند بشنيد گفتار گو * ز لشكر هر آن كس كه بد پيش رو بفرمود تا پيش او خواندند * سزاوار هر جاى بنشاندند همه پاسخ گو بديشان بگفت * همه رازها برگشاد از نهفت بلشكر چنين گفت كين جنگ نو * به دريا كه انديشه كر دست گو چه بينيد و اين را چه راى آوريم * كه انديشهء او بجاى آوريم اگر بود خواهيد با من يكى * نپيچيد سر را ز داد اندكى اگر جنگ جويم چه دريا چه كوه * چو در جنگ لشكر بود همگروه اگر يار باشيد با من بجنگ * از آواز رو به نترسد پلنگ هر آن كس كه جويند نام بزرگ * ز گيتى بيابند كام بزرگ جهانجوى اگر كشته گردد بنام * به از زنده دشمن به دو شادكام هر آن كس كه در جنگ تندى كند * همى از پى سودمندى كند بيابيد چندان ز من خواسته * پرستنده و اسب آراسته ز كشمير تا پيش درياى چين * بهر شهر بر ما كنند آفرين ببخشم همه شهرها بر سپاه * چو فرمان مرا گردد و تاج و گاه