حكيم ابوالقاسم فردوسى

111

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

[ همه سربسر پاك در چنگ ماست * بر ايوانها نقش و نيرنگ ماست ] [ كجا يافت خواهى تو آرامگاه * ازان پس كجا شد گرفتار شاه ] [ چنين داد پاسخ كه من قارنم * گليم اندر آب روان افگنم ] [ نه از بيم رفتم نه از گفت و گوى * بپيش پسرت آمدم كينه جوى ] [ چو از كين او دل بپرداختم * كنون كين و جنگ ترا ساختم ] بر آمد چپ و راست گرد سياه * نه روى هوا ماند روشن نه ماه سپه يك بديگر بر آويختند * چو رود روان خون همى ريختند بر ويسه شد قارن رزم جوى * ازو ويسه در جنگ برگاشت روى فراوان ز جنگ آوران كشته شد * بآورد چون ويسه سرگشته شد چو بر ويسه آمد ز اختر شكن * نرفت از پسش قارن رزم زن بشد ويسه تا پيش افراسياب * ز درد پسر مژه كرده پر آب [ تاخته كردن شماساس و خزروان به زابلستان ] [ و ديگر كه از شهر ارمان شدند * بكينه سوى زابلستان شدند ] شماساس كز پيش جيحون برفت * سوى سيستان روى بنهاد و تفت خزروان ابا تيغ زن سى هزار * ز تركان بزرگان خنجرگزار برفتند بيدار تا هيرمند * ابا تيغ و با گرز و بخت بلند ز بهر پدر زال با سوگ و درد * بگوراب اندر همى دخمه كرد به شهر اندرون گرد مهراب بود * كه روشن روان بود و بىخواب بود فرستاده‌اى آمد از نزد اوى * بسوى شماساس بنهاد روى بپيش سراپرده آمد فرود * ز مهراب دادش فراوان درود كه بيدار دل شاه توران سپاه * بماناد تا جاودان با كلاه ز ضحاك تازيست ما را نژاد * بدين پادشاهى نيم سخت شاد بپيوستگى جان خريدم همى * جز اين نيز چاره نديدم همى كنون اين سراى و نشست منست * همان زاولستان بدست منست از ايدر چو دستان بشد سوگوار * ز بهر ستودان سام سوار دلم شادمان شد بتيمار اوى * بر آنم كه هرگز نبينمش روى زمان خواهم از نامور پهلوان * بدان تا فرستم هيونى دوان يكى مرد بينا دل و پر شتاب * فرستم بنزديك افراسياب مگر كز نهان من آگه شود * سخنهاى گوينده كوته شود نثارى فرستم چنانچون سزاست * جز اين نيز هرچ از در پادشاست گر ايدونك گويد بنزد من آى * جز از پيش تختش نباشم بپاى همه پادشاهى سپارم بدوى * هميشه دلى شاد دارم بدوى تن پهلوان را نيارم برنج * فرستمش هر گونه آگنده گنج ازين سو دل پهلوان را ببست * و زان در سوى چاره يازيد دست نوندى بر افگند نزديك زال * كه پرنده شو باز كن پرّ و بال بدستان بگو آنچ ديدى ز كار * بگويش كه از آمدن سر مخار كه دو پهلوان آمد ايدر بجنگ * ز تركان سپاهى چو دشتى پلنگ