حكيم ابوالقاسم فردوسى

1104

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

ز دانا بپرسيد پس دادگر * كه فرهنگ بهتر بود گر گهر چنين داد پاسخ به دو رهنمون * كه فرهنگ باشد ز گوهر فزون گهر بىهنر زار و خوارست و سست * بفرهنگ باشد روان تندرست به دو گفت جان را زدودن بچيست * هنرهاى تن را ستودن بچيست بگويم كنون گفتها سربسر * اگر يادگيرى همه در بدر خرد مرد را خلعت ايزديست * ز انديشه دورست و دور از بديست هنرمند كز خويشتن در شگفت * بماند هنر زو نبايد گرفت همان خوش منش مردم خويش دار * نباشد به چشم خردمند خوار اگر بخشش و دانش و رسم و داد * خردمند گرد آورد با نژاد بزرگى و افزونى و راستى * همى گيرد از خوى بد كاستى ازان پس بپرسيد كسرى از وى * كه اى نامور مرد فرهنگ جوى بزرگى بكوشش بود گر ببخت * كه يابد جهاندار از و تاج و تخت چنين داد پاسخ كه بخت و هنر * چنانند چون جفت با يكدگر چنان چون تن و جان كه يارند و جفت * تنومند پيدا و جان در نهفت همان كالبد مرد را پوششست * اگر بخت بيدار در كوششست بكوشش نيايد بزرگى بجاى * مگر بخت نيكش بود رهنماى و ديگر كه گيتى فسانه ست و باد * چو خوابى كه بيننده دارد به ياد چو بيدار گردد نبيند به چشم * اگر نيكويى ديد اگر درد و خشم دگر پرسشى برگشاد از نهفت * بدانا ستوده كدامست گفت چنين داد پاسخ كه شاهى كه تخت * بيارايد و زور يابد ز بخت اگر دادگر باشد و نيك نام * بيابد ز گفتار و كردار كام به دو گفت كاندر جهان مستمند * كدامست بدروز و ناسودمند چنين داد پاسخ كه درويش زشت * كه نه كام يابد نه خرم بهشت بپرسيد و گفتا كه بدبخت كيست * كه همواره از درد بايد گريست چنين داد پاسخ كه داننده مرد * كه دارد ز كردار بد روى زرد بپرسيد از و گفت خرسند كيست * ببيشى ز چيز آرزومند كيست چنين داد پاسخ كه آن كس كه مهر * ندارد برين گرد گردان سپهر به دو گفت ما را چه شايسته‌تر * چنين گفت كان كس كه آهسته تر بپرسيد ازو گفت آهسته كيست * كه بر تيز مردم ببايد گريست چنين داد پاسخ كه از عيب‌جوى * نگر تا كه پيچد سر از گفتگوى بنزديك او شرم و آهستگى * هنرمندى و راى و شايستگى بپرسيد ازو نامور شهريار * كه از مردمان كيست اميدوار چنين گفت كان كس كه كوشاترست * دو گوشش بدانش نيوشاترست بپرسيد ازو شهريار جهان * از آگاهى نيك و بد در نهان چنين داد پاسخ كه از آگهى * فراوان بود كژّ و مغزش تهى مگر آنك گفتند خاكست جاى * ندانم چه گويم ز ديگر سراى به دو گفت كسرى كه آباد شهر * كدامست و ما زو چه داريم بهر